7 - و مر خدايراست سپاههاى آسمانها و زمين ، و هست خداى عزيز استواركار
8 - ما فروستاديم ترا گواه و مژده دهنده و بيم كننده
9 - تا بگرويد بخداى و پيغامبر وى ، و يارى دهيد ورا و بزرگ داريد ورا و پاك گوئيد ورا بامداد و شبانگاه
10 - آن كسهايى كه همى پيمان كنند با تو همى بيعت كنند با خداى ، دست - يعنى حكم - خداى بالاى دستهاى ايشانست ، هر كه عهد بشكند همى بشكند بر تن خويش ، و هر كه تمام كند بدانچه عهد كرد بر وى خداى زودا كه بدهيم ورا مزدى بزرگ
11 - زود گويند مر ترا سپس ماندگان از عرابيان - يعنى بيابانيان - :
مشغول گردانيد ما را خواستهاى ما و كسهاى ما آمرزش خواه ما را ، همى گويند بزبانهاى خويش آنچه نيست اندر دلهاشان ، بگو كه : پادشاهى دارد مر شما را از خداى چيزى اگر بخواهد بشما گزندى يا بخواهد شما منفعتى ؟
نه كه هست خداى بدانچه همى كنيد دانا و آگاه
12 - نه كه گمان برديد كه بر نگردد پيغامبر و گرويدگان سوى كسهاى خويش هرگز ، و آراسته شد آن اندر دلهاى شما ، و گمان برديد گمان بد ، و بوديد گروهى هلاك شدگان
13 - و هر كه نگرود بخداى و پيغامبر وى ما ساخته گردانيديم مر ناگرويدگان را آتش سوزان فروزان
14 - و مر خداى راست پادشاهى آسمانها و زمين ، بيامرزد آن را كه بخواهد و عذاب كند آن را كه بخواهد ، و هست خداى آمرزنده بخشاينده
15 - زود گويند سپس ماندگان - چون بيرون رويد سوى غنيمتها تا
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1711
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٧١١