ريگ « 1 » ] ، و بدرستى كه بگذشتند بيم كنندگان « 2 » از پيش او و از پس او كه مه پرستيد مگر خداى عزّ و جلّ را ، كه من بترسم بر شما از عذاب روز بزرگ
22 - گفتند : آمدى بما تا بگردانى ما را از خدايان ما ؟ بيار بما آنچه وعده مىكنى ما را اگر هستى تو از راست گويان
23 - گفت كه : دانش آن نزديك خداى عزّ و جلّ است ، و برسانم من شما را آنچه فرستادند مرا بدان ، و لكن مىبينم شما را گروهى نادانان و جاهلان
24 - و چون بديدند آن را ابرى پيش آمده برودهاى ايشان « 3 » گفتند :
اينست ابرى بارنده ما را . بل كه « 4 » - آنچه شتاب كرديد - بدان :
باديست اندران عذابى دردناك
25 - نيست « 5 » كند هر چيزى را بفرمان خداى او . بامداد كردند و نه ديدند مگر جايگاههاى ايشان . « 6 » چنين پاداش كنيم گروه گناه كاران « 7 »
26 - و بدرستى كه جاى داديم ايشان را اندران كه جاى داديم « 8 » شما را اندران ، و كرديم ايشان را گوشها و چشمها « 9 » و دلها ، و نه سود كرد از ايشان گوشهاشان و نه چشمهاشان و نه دلهاشان چيزى ، كه بودند منكر شده « 10 » بآيتهاى خداى عزّ و جلّ و برسيد « 11 » بديشان آنچه
هامش
( 1 ) چون بترسانيد گروه خويش را بتلهاى ريگ . ( صو ) - بريگستانهاى يمن .
( كشف الاسرار ) - نام ولايت - ريگهاى بلند . ( تفسير ابو بكر عتيق ) الاحقاف .
[ در متن كلمه « احقاف » ترجمه نشده ]
( 2 ) پيغامبران . ( صو )
( 3 ) چون بديدند مر آن را - يعنى عذاب - روى آورنده پيش آينده بواديهاى ايشان . ( صو )
( 4 ) نه كه وى است . ( صو )
( 5 ) هلاك . ( صو )
( 6 ) بامداد برخاستند ، نديدند مگر جايهاى بودن ايشان . ( صو )
( 7 ) كاران را . ( صو )
( 8 ) و توانا گردانيديم ايشان را اندرانچ بساختيم . ( صو )
( 9 ) شنوايى و بينائيها . ( صو )
( 10 ) هيچ ، چون بودند كه همى منكر گشتند . ( صو )
( 11 ) و فرود آمد . ( صو )