بگذارد « 1 » از بديهاى ايشان اندر خداوندان « 2 » بهشت ، وعده كردن راست آنك بودند وعده كردندشان
17 - و آنك گفت پدر و مادر او را : اف باد بر شما ! « 3 » مىوعده كنيد مرا كه بيرون كنند مرا « 4 » و بدرستى كه گذشتند گروهانى از پيش من ، و ايشان فرياد خواهند از خداى عزّ و جلّ . واى بر تو بگرو كه وعدهء خداى عزّ و جلّ راست است و حقّ . و گويند : نيست اين مگر افسانهاى پيشينگان « 5 »
18 - ايشانند آن كسها كه واجب شد برايشان گفتار « 6 » اندر گروهانى بدرستى كه بگذشت « 7 » از پيش ايشان از پريان و مردمان ، ايشان بودند زيان كاران
19 - و همه را پايگاهها است از آنچه كردند ، و تمام كند ايشان را كردارهاى ايشان ، و ايشان نه ستم كرده باشند « 8 »
20 - و آن روز كه عرضه كنند آن كسها را كه كافر شدند بر آتش .
گويند ببرديد خوشيهاى « 9 » شما اندر زندگانى شما اندرين جهان ، و برخوردارى گرفتيد بدان . امروز پاداش كنند شما را عذاب خوارى بدانچه بوديد و بزرگ منشى همى كرديد اندر زمين بناحق ، « 10 » و بدانچه بوديد تباهى همى « 11 » كرديد
21 - و ياد كن برادر عاد را « 12 » كه بيم كرد گروه او را [ بتلهاى
هامش
( 1 ) و اندر گذاشته شود . ( صو )
( 2 ) اندر باشندگان . ( صو ) فى اصحاب
( 3 ) دورى باد مر شما را ؛ ( صو )
( 4 ) كه مرا بيرون آرند يعنى از گور . ( صو )
( 5 ) پيشينيان . ( صو )
( 6 ) گفتار يعنى عذاب . ( صو )
( 7 ) گذشتند . ( صو )
( 8 ) و مر هر يك را پايگاههاست از آنچه كردند و تمام دهد ايشان را كارهاى ايشان و بريشان ستم نكنند . ( صو )
( 9 ) گذاشتيد خوشيهاى خويش . ( صو )
( 10 ) بناشايست . ( صو )
( 11 ) بىفرمانى . ( صو )
( 12 ) هم شهر هود را گروه عاد را . ( صو )