نه راه يافتند بدان زود باشد كه گويند : اينست دروغى كهن « 1 »
12 - و از پيش آن كتاب موسى پيشىاى و بخشايشى ، و اين كتابى است راست كننده به زبان « 2 » تازى ، تا بيم كنى آن كسها را كه ستم كنند و بشارت دهى نيكوكاران را « 3 »
13 - كه آن كسها كه گفتند كه : خداى ماست خداى عزّ و جلّ ، پس راست بيستادند ، نيست بيم بر ايشان و نه ايشان تيمار دارند « 4 »
14 - ايشانند خداوندان « 5 » بهشت جاودانه اندر آن ، پاداش بدانچه بودند و مىكردند « 6 »
15 - و وصيّت كرديم مردم را بمادر و پدر او نيكى كردن ، « 7 » برداشت او را مادر او بدشوارى ، و بنهاد او را بدشوارى ، و بار گرفتن « 8 » او و از شير باز كردن او سى ماه ، تا چون برسد به سختى او و برسد « 9 » بچهل سال ، گفت : خداوند من يارى ده مرا « 10 » كه سپاس دارى كنم نعمت ترا آنك نعمت كردى « 11 » بر من و بر پدر و مادر من ، و كه كنم نيكى كه بپسندى آن ، و راست كن « 12 » مرا اندر فرزندان من ، كه من توبه كردم سوى تو ، و من از مسلمانانام « 13 »
16 - ايشانند آنك بپذيرد از ايشان نيكوتر « 14 » آنچه كردند ، و
هامش
( 1 ) بوى همى گويند اين دروغى است ديرينه . ( صو )
( 2 ) دارنده زبانى . ( صو )
( 3 ) كند آن كسها را كه ستم كردند و مژده ايست مر نيكوكاران را . ( صو )
( 4 ) و نه ايشان را اندوه بايد خوردن . ( صو )
( 5 ) باشندگان . ( صو )
( 6 ) پاداشى از آنچه همى كردند . ( صو )
( 7 ) و اندرز كرديم ما مردمان را يعنى فرموديمشان با مادر و پدر خويش نيكوى كردن . ( صو )
( 8 ) و برداشتن وى . ( صو )
( 9 ) برسند بتمامى خويش و برسند . ( صو )
( 10 ) بدل او كن مرا . ( صو )
( 11 ) نيكويى ترا و آنكه منت نهادى . ( صو )
( 12 ) و نيك كن . ( صو )
( 13 ) بازگشتم سوى تو و من از جمله گردن نهادگانم . ( صو )
( 14 ) ترين . ( صو )