تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1670

مساهمون:

ص١٦٧٠
هلاك كرديم ايشان را كه ايشان بودند گناه كاران 38 - و نه آفريديم آسمانها و زمين و آنچه ميان آنست ببازى « 1 » 39 - و نه آفريديم ايشان را مگر براستى و لكن بيشتر ايشان ندانند 40 - كه روز جدايى هنگام ايشان است همه « 2 » 41 - كه آن روز نه سود دارد دوستى از دوستى چيزى و نه ايشان را يارى كنند 42 - مگر آن كس را كه بخشايد خداى عزّ و جلّ كه اوست او بىهمتا و مهربان 43 - كه درخت زهر 44 - خورش سخت ناخوش بزه‌مند است « 3 » 45 - [ همچون روى گداخته ] « 4 » بجوشد اندر شكمها 46 - چون جوشيدن آب گرم 47 - و گويند : بگيريد او را و بكشيد او را سوى ميان دوزخ 48 - بريزيد بر فرق سر او « 5 » از عذاب آب گرم 49 - گويند : بچش حقّا كه تو اى تو بىهمتا و بزرگ‌وار « 6 » 50 - كه اينست آنچه بوديد شما بدان گمان مىبرديد « 7 » 51 - حقّا كه پرهيزكاران اندر جايگاهىاند بىبيم 52 - اندر بهشتها و چشمها
هامش
( 1 ) و آنچه اندر ميان هر دو است بازى گران . ( صو ) ( 2 ) بدرستى كه روز جدا كردن - يعنى حكم كردن - وعده‌گاه ايشان است همكنان . ( صو ) ( 3 ) خوردن بد مرد است يعنى بو جهل . ( صو ) [ در متن « و بزومند » ] ( 4 ) ( صو ) [ « كالمهل » در متن ترجمه نشده ] ( 5 ) باز فرو ريزيد زبر سروى . ( صو ) ( 6 ) بچش كه تو آنى كه ترا عزيز داشتند بزرگ داشته . ( صو ) ( 7 ) بوى به گمان بوديد . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1670 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى