پس ايشان مسئلههاى مشكل از ميان توريت بيرون كردند تا ازو بپرسند تا خود از عهدهء آن بيرون تواند آمد و جواب آن تواند داد يا نه .
و از آن مسئلهها :
يكى آن بود كه بگو كه اين خداى تو بر آسمان چه مىكند ؟ و كجاست ؟ و چگونه است ؟
و دوم گفتند كه بگو كه ازين جهان چند گذشت و چند مانده است ؟
و سهام پرسيدند كه روح چيست و كجاست ؟
و چهارم پرسيدند كه آهن بدست كى نرم شد چون موم .
و پنجم پرسيدند كه چشمهء روى روان كه را بودست كه از بهر او « 1 » شارستانى كردند روئين ، و آن شارستان كجا است ؟
و ششم پرسيدند كه آن كى بودست كه بدين جهان اندر بهشت كرد و آن بهشت كجاست ؟
و هفتم پرسيدند كه اول كسى كبود كه خون ناحق ريخت اندر دنيا ؟
و هشتم پرسيدند كه اول كسى كى بودست كه آتش پرستيدست ؟
و نهم پرسيدند كه اوّل كسى كى بودست كه بت پرستيدست ؟
و دهم پرسيدند كه اول كسى كى بودست كه شراب مست كننده خوردست ؟
و ازين گونه بيست و هشت مسئله پرسيده بودند و همه بگفته آمده است بسورة البقره بشرح و بيان .
پس مسئلهها و اين حجّتها كافران مكّه از جهودان مدينه اندر خواستند تا خود محمّد جواب اين تواند داد ، و از عهدهء اين بيرون تواند آمدن يا
هامش
( 1 ) به روى زمين تا او را از آن . ( صو )