سوى بازگشتن هيچ راهى ؟
45 - و بينى ايشان را كه مىگردند بران ترسندگان از خوارى مىنگرند از چشمى پنهان ؛ و گويند آن كسها كه بگرويدند كه : زيان كاراناند آن كسها كه زيان كردند تنهاى ايشان و گروهان ايشان را « 1 » روز قيامت ، بدان كه ستم كاران اندر عذابىاند مقيم
46 - و نه بود ايشان را هيچ دوستى و يارى دهى كه بيرون كند ايشان را از فرود خداى عزّ و جلّ ، و هر كرا گم كند خداى نيست او را هيچ راه
47 - پاسخ كنيد خداى شما را از پيش آن كه بيايد روزى كه نيست بازگشتن آن را از خداى عزّ و جلّ ، و نيست شما را هيچ جايى آن روز ، نيست شما را هيچ باز گرديدنى « 2 »
48 - اگر بر گردند نه فرستاديم ترا برايشان نگاهبان ، و نيست بر تو مگر رسانيدن ، و ما چون بچشانيم مردمان را از ما بخشايش ؟ ؟
و اگر برسد بديشان بدى بدانچه پيش كرد دستهاى ايشان كه مردم ناسپاس بود
49 - خداى راست پادشاهى آسمانها و زمين ، بيافريند آنچه خواهد ، و بدهد آن را كه خواهد مادگان ، و بدهد آن را كه خواهد نران « 3 »
50 - يا جفت كند ايشان را نرانى يا مادگانى ، و كند آن را كه
هامش
( 1 ) و بينى ايشان را عرضه همى كنندشان بر آتش ، سر فرو افكنده از خوارى ، همى نگرند از چشمى پنهان و گويند آن كسها كه بگرويدند كه : زيان كاراند آن كسها كه زيان كردند تنهاى خود را و گروهان خويش را . ( صو )
( 2 ) كه باز گرديدن نبود مر او را از خداى نباشد مر شما را هيچاند حشواره [ اند خسواره ] يعنى پناهى آن روز و نباشد مر شما را هيچ بازدارنده . ( صو )
( 3 ) مادگان يعنى دختران و بخشد مر آن را كه خواهد نران يعنى پسران . ( صو )