37 - و آن كسها كه بپرهيزند از بزرگان بزه و زشتيها ، و چون خشم گيرند ايشان بيامرزند « 1 »
38 - و آن كسها كه پاسخ كردند خداى ايشان را ، و بپاى دارند نماز را ، و كار ايشان بمشورت است ميان ايشان « 2 » و از آنچه روزى داديمشان هزينه كنند
39 - و انكسها كه چون برسد بديشان ستم كارى ايشان داد خواهند
40 - و پاداش بدى بدى است هم چنان ، و هر كى اندر گذارد و نيكى « 3 » كند مزد او بر خدايست ، كه او نه دوست دارد ستم كاران را
41 - وانكس كه داد خواست از پس ستم كردن ، ايشاناند كه نيست برايشان هيچ راه « 4 »
42 - كه راه بر انكسهاست كه ستم كنند بر مردمان ، « 5 » و افزونى جويند اندر زمين بجز حق و راستى ، ايشانند كه ايشانراست عذاب
43 - و آن كس كه صبر كردند « 6 » و بيامرزيد حقّا كه آنست از ستودهترين
44 - و هر كى را گم كند خداى عزّ و جلّ نيست او را هيچ دوستى از و بينى ستم كاران را كه چون بينند عذاب گويند كه : هست
هامش
( 1 ) ؟ ؟ كه كناره كردند از بزرگ گناهان و ناخوبىها و چون هر گاه ايشان ايشان پوشانند . ( صو )
( 2 ) و كار ايشان راى زدن است ميان ايشان - يعنى يكديگر - ( صو )
( 3 ) و آشتى . ( صو )
( 4 ) و هر كه كينه گذارد سپس ستم رسيدن بوى ايشانند كه نيست برايشان هيچ راهى - يعنى بزهء . ( صو )
( 5 ) هراينه راه - يعنى بزه - بر انكسهاست كه ستم كردند مردمان را . ( صو )
( 6 ) و هر كه شكيبايى كند و اندر گذارد آن از كردنى كارهاست . ( صو )