آورد « 1 » ميان ما و سوى اوست بازگشت همه
16 - و آن كسها كه پيكار كنند اندر كار خداى عزّ و جلّ « 2 » از پس آنك پاسخ كردند او را حجّت ايشان باطل شدست « 3 » نزديك خداوند ايشان ، و بر ايشان است خشمى ، و ايشان راست عذابى سخت
17 - خداى عزّ و جلّ آنك فرو فرستاد كتاب براستى و ترازو و چه دانا كرد ترا مگر رستاخيز « 4 » نزديك است
18 - مىشتاب زدگى كنند بدان آن كسها كه نه گروند بدان ، و آن كسها كه بگروند ترسيدهاند ازان و مىدانند كه آن حق است ، بدان كه آن كسها كه گمان آرند « 5 » اندر رستاخيز اندر گم شدنى دورند
19 - خداى عزّ و جلّ باريك دانست « 6 » ببندگان خويش روزى دهد آن را كه خواهد ، و اوست با نيرو و بىهمتا
20 - هران كس كه خواهد كشت آن جهان بيفزاييم او را اندر كشت او ، و هران كس كه خواهد كشت اين جهان بدهيم او را ازان و نيست او را اندر ان جهان هيچ نصيب
21 - يا ايشانراست انبازان بنهادند مر ايشان را از دين آنچه نه فرمود بدان « 7 » خداى عزّ و جلّ ؟ و اگر نه سخن جدايستى بگزاردندى « 8 » ميان ايشان ، و حقّا كه ستمكاران ايشانراست عذابى دردناك
22 - و بينى ستم كاران را ترسندگان از آنچه كردند ، و او
هامش
( 1 ) خداى گرد آرد - يعنى بقيامت - ( صو )
( 2 ) اندر خداى . ( صو )
( 3 ) تباه است . ( صو ) - ناچيزست . ( ابو الفتوح ) داحضة . [ رجوع شود بآيهء 56 سورة الكهف ]
( 4 ) و ترازو - يعنى ترازوى دنيا - و همى دانى تو يا محمد مگر قيامت . ( صو )
( 5 ) آن كسها كه نگرويدند بوى ، و آنانك گرويدند همى ترسند از وى و همى دانند كان راستست ، بدانك آن كسها كه همى پيكار كنند . ( صو )
( 6 ) مهربان است . ( صو )
( 7 ) از كيش آنچه دستورى نداد بوى . ( صو )
( 8 ) سخن جدا كردن بودى حكم كرده شدى . ( صو )