تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1630

مساهمون:

ص١٦٣٠
سر چاه رفتند ببيابان قط اندر . و اين قصّهء ابرهيم عليه السّلم و ساره و هاجر بگفته آمدست بتمامى بسورة الانعام ، و از اين قصّه مراد هلاك شدن نمرود است ، پس خداى عزّ و جلّ سپاه پشه را فرمان داد تا برفتند و نمرود را و لشكر و گروه او را هلاك كردند . و اين قصّه هم گفته آمدست در سورة الانعام . « 1 »

هلاك شدن موتفكات

و اين موتفكات شهرهاى قوم لوط عليه السّلم بود . و چون ابرهيم عليه السّلم از بابل بيامد و لوط عليه السّلم با او بود ، و ابرهيم عليه السّلم ببيابان قط رفت ، و لوط عليه السّلم در موتفكات بيستاد ؛ و خداى عزّ و جلّ او را بر آن قوم موتفكات پيغامبرى داد ، و ايشان او را نپذيرفتند ، و فرمان او نبردند ، و پند و نصيحت او را قبول نمىكردند ، و از آن فعلها و كارهاى كه بد مىكردند هيچ باز نگشتند و لوط عليه السّلم عظيم از دست ايشان بستوه آمده بود . پس حق تعالى جبريل و ميكايل و اسرافيل را بفرستاد پيش لوط عليه السّلم ، و گفتند كه حق تعالى ما را فرستاده است تا اين شهرها را نگون سار كنيم و اين مردمان را هلاك كنيم . تو بشب اندر ازين جا برو با اهل خويش . پس لوط بشب اندر اهل خويش را پيش كرد و از آن شهر بيرون رفت ، مگر آن زن او كه كافره بود . و پس جبريل عليه السّلم پر به زمين فرو برد و آن هفت شهر را بپر خويش برداشت ، و تا عنان آسمان بر برد ، « 2 » و آن گاه حق تعالى فرمان
هامش
( 1 ) مجلد دوم ص 495 - 468 ( 2 ) و به هوا اندر برد . ( صو )