نيكوتر ، پس آن كس كه ميان تو و ميان او دشمنادگيست كه او دوستى است [ حميم ] « 1 »
35 - و نه رسانند آن مگر آن كسها كه صبر كنند ، و نه رسانند آن مگر خداوند برخى بزرگ « 2 »
36 - و اگر بشوراند ترا از ديو شوريدنى بازداشت خواه بخداى عزّ و جلّ ، كه اوست او شنوا و دانا
37 - و از نشانهاى اوست شب و روز و آفتاب و ماه تاب ، و مه سجده كنيد آفتاب را و نه ماه تاب را ، بلى سجده كنيد خداى عزّ و جلّ را آنك بيافريد ايشان را ، اگر هستيد او را پرستندگان
38 - و اگر بزرگ منشى كنند ، آن كسها كه نزديك خداوند تواند به پاكى ياد كنند او را در شب و روز ، و ايشان [ نه سير شوند ] « 3 »
39 - و از نشانهاى اوست « 4 » كه تو بينى زمين را پژمرده ، « 5 » و چون فرو فرستيم بران آب بجنبد و برآيد ، كه آن كس كه زنده گرداند آن را زنده كند مرده را ، كه او بر همه چيزى تواناست
40 - حقّا كه آن كسها كه پيكار كنند « 6 » اندر نشانهاى ما نه پوشيده باشند بر ما . كه آن كس كه اندر او كند خود را اندر آتش بهتر يا آن كس كه بيايد و بگذرد ايمن و بىبيم روز قيامت ؟ بكنيد آنچه مىخواهيد كه او بدانچه مىكنيد بيناست
هامش
( 1 ) دشمنى است گويى وى دوستى است مهربان نزديك . ( صو ) [ در متن « حميم » ترجمه نشده ]
( 2 ) و ندهند اين مگر آن كسها را كه شكيبايى كردند و نه دهند اين مگر خداوند بهرهء بزرگ . ( صو )
( 3 ) بستوه نشوند . ( صو ) لا يسأمون ، در اينجا در متن معنى نشده . [ رجوع شود بآيهء 49 همين سوره ]
( 4 ) و از نشانهاى وى است . ( صو )
( 5 ) فرو شده ، فرو مرده . ( صو )
( 6 ) كه يك سو شوند . ( صو )