و ماجوج و مهدى و فرو آمدن عيسى از آسمان همه به مقدار يك سال اندر باشد . و چون سال از چهار صد بگذرد از هجرت ، هر روز چشم مىبايد داشت اين هر چهار را كه گفتيم ، و لكن بترين همه دجّال است . « 1 » و اين از جمله آن بيست و هشت مسئله است كه جهودان از توريت بيرون آورده بودند صحفى از حديث دجّال ، و اين را پيش پيغامبر عليه السّلم آوردند و گفتند كه اين قول خداى عزّ و جلّ است كه موسى را همى گويد كه مر قوم ترا ملكى باشد كه آن ملك ايشان همه جهان از مشرق تا مغرب بگيرد ، و بالاى آن ملك چنان باشد كه از ابر بگذرد ، و همه خلقان روى زمين فرمان بردار او باشند ، و همه آب درياها تا زانو او بيشتر نباشد ، « 2 » و اندرين جهان بهشت و دوزخ با خويشتن دارد و با او همى رود ، و هيچ خلق از فرمان او بيرون نيارند شدن .
پس اين جهودان مدينه بدين سخن با پيغامبر ما صلّى اللَّه عليه جدال كشيدند . « 3 » و گفتند كه اين قول خداى عزّ و جلّ است بتورات اندر ، و تو آن ملك و آن پيغامبر نيستى ، ما به تو چگونه بگرويم ، و دين تو چگونه گيريم ؟ و پيغامبر ما صلّى اللَّه عليه و سلّم از بهر آن كه ايشان اين سخن از توريت بيرون آورده بودند اندر ماند و ندانست كه جواب ايشان را چه بايد دادن ، و چشم همى داشت كه خداى عزّ و جلّ او را ازين كار آگاه كند .
پس جبريل عليه السّلم آمد و اين آيت بياورد :
إِنَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ ما هُمْ
هامش
( 1 ) كه گفتيم ، اول ايشان و بترين ايشان دجال باشد . ( صو )
( 2 ) تا زانوى وى بيشتر نرسد . ( صو )
( 3 ) كردند . ( صو )