خربيل مسلمانى خويش پيدا كرد و مردمان را پند داد ، و او را نيكويها بود اندر مسلمانى . يكى آن بود كه تابوت موسى عليه السّلم او كرده بود ، و ديگر آن بود كه موسى را عليه السّلم آگاه كرده بود چون او را بخواستند گرفتن تا از مصر برفت ، و سه ديگر آن بود كه اسلام خويش آشكارا كرد تا خداى عزّ و جلّ اندر قرآن بپانزده آيت ازو آزادى « 1 » كرد چنان كه گفت :
وَ يا قَوْمِ ما لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجاةِ وَ تَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ . تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ أُشْرِكَ بِهِ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ
. « 2 » تا سر پانزدهم آيت همه بشان خربيل فرو آمده است . گفت كه شما مرا همى فرمائيد كه كافر شوم و من شما را برستگارى همى خوانم تا ببهشتتان برسانم و شما مرا بدوزخ همى خوانيد . آن گه گويد :
وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ
. « 3 »
قصة الدجال « 4 »
امّا تفسير اين آيت كه خداى عزّ و جلّ گفت :
إِنَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِيهِ
. « 5 » محمّد بن جرير همى گويد كه اين آيت اندرشان بيرون آمدن دجّال است . و اندر قرآن هيچ جاى ديگر حديث دجّال نيست مگر اندرين آيت .
و اندر كتاب فتن چنين خواندم كه اين بيرون آمدن دجّال و ياجوج
هامش
( 1 ) آزادى كرد . ( صو )
( 2 ) المؤمن 42 - 41
( 3 ) المؤمن 44
( 4 ) ترجمة الدجال . ( صو )
( 5 ) المؤمن 56