ياد كرديست خداوندان خردها را « 1 »
22 - آنك بگشاد خداى دل او را بمسلمانى او بر نوريست از خداى او ؟ « 2 » و اى سخت دلان را كه دلهاى ايشان از ياد كرد خداى عزّ و جلّ خاليست ، ايشانند اندر گمراهى هويدا
23 - خداى عزّ و جلّ فرو فرستاد نيكوترين حديث نامهاى مانندهء آن دوگانى برآكنده ازان پوستهاى آن كسها كه بترسند از خداى ايشان پس نرم شود « 3 » پوستهاى ايشان و دلهاى ايشان سوى ياد كرد خداى عزّ و جلّ . آنست راه خداى راه نمايد بدان آن را كه خواهد ؛ و هر كى گم كند راه خداى نيست او را هيچ راه نمايندهاى
24 - اى آن كس كه بپرهيزد بر روى او از بدى « 4 » عذاب روز قيامت ؟
و گويند ستم كاران را كه : بچشيد بدانچه بوديد و مىكرديد
25 - بدروغ داشتند آن كسها از پيش ايشان بودند و بيامد « 5 » بديشان عذاب از انجا كه نه دانستند
26 - بچشاند ايشان را « 6 » خداى عزّ و جلّ رسوايى اندر زندگانى اين جهان ، و عذاب آن جهان بزرگتر اگر هستند و مىدانند
27 - و بدرستى كه زديم مردمان را اندر اين قرآن از هر داستانى « 7 » تا مگر ايشان پند پذيرند
هامش
( 1 ) پندى است مر خداوندان خرد را . ( صو )
( 2 ) هرگز آن كسى گشاده گردانيد خداى دل او را مر مسلمانى را ، پس وى بر روشنايى باشد از خداوند خويش . ( صو )
( 3 ) خداى فرو فرستاد نيكوترين سخن - يعنى قرآن - نامهء مانند يكديگر . يعنى قرآن مانند تورية و انجيل دوباره - يعنى قصههاى وى - بلرزد از وى پوستهاى آن كسها كه بترسند خداوند خويش را ، باز نرم شود . ( صو )
( 4 ) هر آن كسى كه نگاه دارد روى خويش از سختى . ( صو )
( 5 ) ايشان بودند ، بيامد . ( صو )
( 6 ) بچشانيد شان . ( صو )
( 7 ) از هر چيزى داستانى . ( صو )