بدانكسها كه از بيرون او ! و هر كى گم كند خداى را نيست او را هيچ راه نماينده
37 - و هر كى را راه نمايد خداى نيست او را هيچ گم كننده .
آيا نيست خداى بىهمتا خداوند كينه كشيدن ؟ « 1 »
38 - و اگر بپرسى ايشان را كه كى آفريد آسمانها و زمين گويند :
خداى . بگوى : آيا چه بينيد آنچه مىخوانيد از بيرون خداى عزّ و جلّ اگر خواهد به من خداى عزّ و جلّ گزندى « 2 » هستند ايشان بازدارنده گزند او ؟ يا اگر خواهد به من رحمتى و بخشايشى هستند ايشان باز دارندگان بخشايش و رحمت او ؟ بگوى : بسنده است مرا خداى عزّ و جلّ بر او توكّل كنند توكّلكنان « 3 »
39 - بگوى كه : اى گروه بكنيد بر جايگاه شما « 4 » كه من كنندهام و زود باشد كه بدانيد
40 - هر كى را بيايد به دو عذابى خوار كند او را ؛ و فرو آيد بر او عذاب ايستاده « 5 »
41 - و ما فرو فرستاديم بر تو كتاب مردمان را براستى و درستى ؛ و هر كى راه يافت مر تن او را ، و هر كى گم شد كه گم شود بر آن ، « 6 » و نيستى تو بر ايشان نگاهبان
42 - خداى عزّ و جلّ بميراند تنها را وقت مردن آن و آنك نه ميرد
هامش
( 1 ) خداى سخت گير كينه گزار . ( صو )
( 2 ) سختى . ( صو )
( 3 ) بر وى دل بندند دل بندگان . ( صو )
( 4 ) اى گروه من كار كنيد بر جايگاههاى شما . ( صو )
( 5 ) زود باشد بدانيد كيست كه بيايد بوى عذابى رسوا گرداندش ، و فرو آيد بر وى عذابى پاىدار . ( صو )
( 6 ) پس هر كه راه راست گيرد مر تن خودش را گيرد ، و هر كه گم گردد گم بر تن خويش گردد . ( صو )