تاكنون كه راه دانش را براى شما آشكارا نمودم و طريق سلوك و مسير علم را آموختم و كمال آداب را به نحوى شايسته بيان كردم و در تحصيل اين آداب كه هماره به سود محصل تمام مىشود وادار ساختم ميگويم محصل بايد كوشش خود را از دست نداده و دامن همت بكمر زند و چند روز عمر خود را غنيمت شمارد و در تحصيل فضائل نفسانى و حصول ملكات علمى كه يگانه وسيلهء سعادت و نيكبختى ابدى است مجدانه بكوشد .
مسلم است اين نعم از جمله كمالات نفسانى است كه پيوسته جاويدان و نيستى ندارد و به طورىكه اين موضوع در علوم حكميه به تحقق پيوسته و اخبار نبوى و آيات قرآنى گواهى ميدهند برقرار و براى هميشه پابرجايند در نتيجه قصور در تحصيل كمالات آن هم در اين چند روز زندگى ايجاب مىكند كه همواره افسوس بىشمارى در پيش داشته و نتيجهء ندهد .
اينك اگر صاحب بصيرتى نفس را در بوته آزمايش در آور كه اگر نسبت بابناء نوع از شهر و محلهء خودت قصورى را دربارهء خود مشاهده كنى خرسند نخواهى بود بلكه بر اثر زيادى دانش آنان بر بينيش تو و رفعت جاه آنها بر مقام تواند و هناك ميشوى با آنكه تو و ايشان در دار پست دنيائيد كه عما قريب نابود گردد ، و آنان كه خارج از ورطهء زندگى تو هستند جز معدديشان بر احوال تو اطلاع ندارند بنابراين اگر آدم خردمندى هستى چگونه راضى خواهى بود كه در روز پاداش برابر جمعيت تمام عوالم از پيمبران و مرسلين و شهداء و نيكوكاران و علماء و فرشتگان مقرب و مردمان ديگر كه هر فرد آنها باندازهء درجات و در خور استعدادشان كامياب شدهاند و هركدام در درجهء قرار گرفته بايستى ، و در صف النعال
منية المريد ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: الشهيد الثاني
ص٣٣٤