بيشتر اوقات معرفت ناسخ و منسوخ محكم و متشابه و موضوعات ديگر جزء اين علم بشمار ميرود و گاهى از ناسخ و منسوخ جداگانه بحث مىشود و در تصنيف علىحده نوشته مىشود جز اينكه بيشمارى از تفاسير مقصود از هر دو را متكفل ميباشند .
در فضل و آداب و حث بر تعلم علم تفسير آثار و احاديث زيادى رسيده كه بنقل قسمتى از آنها اكتفا مىشود .
در حديث مرفوع از ابن عباس روايت شده كه در ذيل آيهء شريفه ( سوره بقره آيه دويست و هفتاد و دوم )
يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
فرمود : منظور از حكمت قرآن كريم است .
و نقل كردهاند كه مقصودش از حكمت قرآنى ، تفسير قرآن است زيرا كه نيكوكار و بدكار به تلاوت و قرائت قرآن مىپردازند .
و روايت شده كه در ذيل آيهء مذكور فرمود : منظور از حكمت معرفت ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و مقدم و مؤخر و حلال و حرام و امثال قرآنست .
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : قرآن را اعراب گذاريد و غرائب او را بچنگ آوريد .
ابو عبد الرحمن سلمى گفت : يكى از نزديكان صحابه حكايت كرد كه اصحاب پيغمبر ده آيه از آن حضرت ميآموختند ، و بده آيهء ديگر نمى پرداختند تا آنچه علم و عمل در ده آيهء نخستين موجود است به كار بندند .
ابن عباس گفته : قول آدمى كه قرآن بخواند و تفسيرش را نيكو نداند مانند عرب باديهنشينى است كه در تعليم شعر سريع باشد و او را بعجله فراگيرد .