و عمل نكنند ، زبانى اظهار دوستى نمايند و در دل بغض يكديگر را بگيرند و قطع رحم نمايند اين زمان خدا آنها را نفرين فرمايد و چشم و گوش آنها را كور و كر سازد .
دربارهء آنچه تاكنون نوشتيم از خداى متعال عافيت ميطلبيم .
اين دوازده خصلت مهلكى بود كه از راه مناظره بدست ميآيد كه نخست آنها بهشت را تحريم مىكند و آخر آنها دوزخ را برايگان خريدارى مىنمايد .
بديهى است مردم مناظرهكار برحسب مراتبشان در اين خصوص متفاوت و مختلفند ، آنها كه ديندار و عاقلند از حمل مواد اين اخلاق بىبهره نميباشند ، نهايت فرقى كه با ديگران دارند همانست كه بيشتر در اخفاء اخلاق ميكوشند و بر اثر كوشش از تظاهر در انظار خوددارى كرده ليكن به تداوى اين امراض نميپردازند .
تنها جهت جامعى كه ميان ايشان و ديگران در خصوص مناظره بدست ميآيد همان است كه علم را براى غير خدا آموخته كه چنين نتيجه ناسودمندى حاصل شده .
در نتيجه فهميده شد كه علم هيچگاه مرد عالم را مهمل نگذارد ، بلكه يا او را هلاك كرده و در رديف اشقيا معرفى كند يا بدرجات سعدايش رساند و مقام تقرب به خدا را به او روزى نموده متدينش گرداند .
مناظره و دو فائده سودمند
اگر از راه اعتراض درآمده و بگوئى مناظره داراى دو فائده سودمند است و نتايجى بر آنها مترتب مىباشد .
اول : مردم را در راه دانش ترغيب و تحريص مىكند ، زيرا اگر