تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
آموزد كه حجت و دليل ديگرى را فلج سازد ، زيرا در صورت وقوع اين موضوعات بر ابطال حق اقدام نموده . ليكن شايسته است هرگاه مفتى راه نافعى كه ديگرى بناحق متضرر نشود براى سائل در نظر داشت به او آموخته و ارشاد كند ، مثلا : كسى كه سوگند ياد كرده كه يك ماه تمام بزن خود هزينهء زندگى ندهد و سوگند هم محقق و منعقد شده ، به او دستور بدهد ، هزينه‌اش را از وجه طلاق بعنوان بيع با قرض بگيرد ، سپس او را برئى الذمه نمايد . گويند مردى به يكى از علما گفت سوگند ياد كرده‌ام كه در روز ماه رمضان با زن خود وطى كنم چنان كه كفاره ندهم و گناهى نكرده باشم گفت با او مسافرت كن .

مفتى و حكم درباره عامى

بيست و دوم - هرگاه مفتى در حق عامى ، مصلحتى را منظور داشت كه فتوى از راه تشدد و سختى دهد ، با آنكه ظاهر آن‌كس چندان مورد اعتقاد نيست و ميتواند تأويلى دربارهء او جارى سازد و درعين‌حال براى زجر و تهديد ، چنين فتوائى تجويز شده آن هم جائى كه مورد احتياج و و منجر بمفسدهء نشود . از ابن عباس نقل شده كه مردى از توبهء شخص قاتلى از وى پرسيد گفت توبهء او قبول نيست ، ديگرى همين سؤال را كرد گفت توبهء او مقبول است . سپس گفت از چشم مرد اولى فهميدم كه ارادهء قتل دارد به آن پاسخ وى را منع كردم ديگرى را آدم ناتوانى يافتم كه حسب الاتفاق بيچارهء را از پاى درآورده او را مأيوس ننمودم . ليكن بر مفتى لازمست اين وقت توريه كرده و بگويد ، ما دامى كه اصرار بر گناه يا ارادهء قتل و امثال او را نموده توبه‌اش پذيرفته نيست .