و اگر درباره كسى كه قتل نفس نموده يا چشم و غير او را درآورده ، مفتى احتياط كرده شروط قصاص را مذكور دارد .
و اگر در حق كسى كه عملى را انجام داده كه موجب تعزير گشته سؤال كردند ، حكم تعزير را تذكر داده و بگويد چند عدد تازيانه بدون كم و زياد به او بزنند .
مفتى و حكم ارث
نوزدهم - هرگاه از مفتى از باب ارث پرسيدند عادت علماء بر اين جارى نشده كه عدم رقيت و عدم كفر و موانع ديگر ارث را شرط كنند ، بلكه اطلاق كلام را محمول بر اين موضوع بداند ، غير از اطلاقى كه در باب اخوه و اخوات و اعمام و ما بين ايشان صورت ميگيرد .
در نتيجه در پاسخ بگويد : اين عده از پدر و مادرند ، يا از طرف مادر تنها هستند ، و اگر در رديف اين دسته كسى باشد كه صلاحيت ارث را ندارد ، مفتى ناگزير است بسقوط حق الارث او تصريح كرده ، و بگويد ، فلانى از اين حق محروم است و از درجهء اعتبار ساقط گرديده و اگر آن شخص در وقتى دون وقت ديگر از حق الارث ممنوع است بنويسد فلان در اين هنگام از حق الارث ممنوع است ، تا نهپندارند كه اين شخص براى هميشه از حق الارث محروم مىباشد .
و هرگاه در موضوع اخوه و اخوات و پسران و دختران سؤال كردند ، شايسته نيست بگويد للذكر مثل حظ الانثيين ، زيرا اين جواب شايد بر شخص عامى مشكل شود ، بلكه چنين اظهار كند ، تركه را در ميان خود توزيع مينمايند ، هر پسرى دو سهم و هر دخترى يك سهم ميبرد و هرگاه جواب مذكور را بلفظ قرآنى كه ( آيهء شريفه دوازدهم سورهء نساء )
لِلذَّكَرِ مِثْلُ
( الخ ) باشد عيبى ندارد ، زيرا آنطورى كه بايدوشايد