تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩

گفتار على عليه السلام

از سخنان على عليه السّلام است ، دشمن‌ترين مردم به خدا دو مردند . اول مردى كه خدا او را به خود واگذاشته و از راه خدا منحرف شده ، و بسخنان بدعت‌آميز حريص شده ، و به نماز و روزه و دعوت به راه گمراهى مغرور گشته ، وى موجب فتنه و فساد كسى است كه به بند او افتد ، و كسى كه فرمان او را بپذيرد از راه راست گمراه شده ، گمراه مىكند كسى كه به او اقتدا مىكند ، در زندگى و پس از مرگ حامل گناهان مردم است . دوم : مرديست كه مجهولاتى را بدست آورده و در اسرع اوقات ميان مردم جهال بخش مىكند و بر اثر تاريكيهاى فساد ايشان را مغرور ميسازد و از وعيد خدا كه او را بدين حال مهلت داده غافل است ، و او را مردم شبيهان ، دانشمند انگارند ، با آنكه از علم و دانش بهرهء ندارد ، جديت دارد در تحصيل آنچه كه اندك او بهتر است براى وى از بسيارى او ، در نتيجه بدين وضعيت بسر برد تا از آب گنديده يعنى مجهولاتى كه بدست آورده و آنها را بجاى علم و دانش اعمال كرده سيراب گردد و بهره‌مند شود و چيزهائى كه را كه به غير از دون‌طبعى و خست ثمرهء ندارد براى خود گنجى تصور مىكند . در ميان مردم قرار گيرد و حكمفرمائى نمايد و خود را آماده سازد تا به اشتباهات ديگران رسيدگى كند و باصلاح آورد و آنها را از زحمت برهاند . هرگاه امر مبهمى و درعين‌حال مشكل براى او رخ دهد معنى بىجائى مانند چيزى كه كه كهنه شده و مورد استفاده نيست براى خود پاسخ دهد و جواب صحيحى پندارد .