او از نظر اختفاء و پوشش شبهات مانند تار عنكبوتى است كه به هيچ وجه استقامتى ندارد . گذشته از اين خود او هم نميداند پاسخ صحيح داده يا جواب ناصواب و باطل گفته ، زيرا اگر جواب صحيح گفته باشد خائف است كه خطا باشد و اگر خطا گفته آرزومند است كه صواب باشد ، در نتيجه اين شخص كليد امور بىثمر و سوار بر اشتران شبهات و چون نادانى است كه شب تاريك بىراهنما و رهبر ارادهء مكانى داشته باشد .
از آنچه نميداند معذرت نميخواهد تا بدينوسيله از صدمات سالم بماند ، و آن اندازه از علم و دانش بهره نبرده تا بىدرنگ بپاسخ پردازد و جواب دندانشكنى بگويد ، اين كيفيت را مغتنم مىشمارد و روايات را از راه جهل و نادانى برايگان در ميان مردم مانند بادى كه گياه خشكيده را به اطراف پراكنده مىكند انتشار ميدهد ، چنان احكام پوچ و بىمغز گويد كه ارثها گريان شوند و از ستم قضاوت او خونها بناله درآيند ، با چنين قضاوتى فرج حرام را حلال و حلال را حرام سازد و آنطورى كه بايد و شايد در باب موضوعاتى كه به او ارجاع مىشود حكم نكند ، و از آنجا كه علم حق را بادعاء بر خود استوار ميداند مستوجب ستايش نباشد .
زرارة بن اعين از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه : از حضرت پرسيدم حق خدا بر بندگان چيست ؟ فرمود آنچه را ميدانند بگويند و بدانچه اطلاعى ندارند توقف كنند .
ابو عبيدهء حذاء گفت : از حضرت باقر عليه السّلام شنيدم ميفرمود كسى كه بدون علم و استفادهء از ديگرى فتواى دهد ، فرشتگان رحمت و عذاب او را لعنت و نفرين كنند و گناه كسى كه به فتواى او عمل كرده در نامهء عمل او ثبت گردد .
منية المريد ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: الشهيد الثاني
ص٢٢٠