بخوان يا به همين اندازه از درس قناعت كن سرپيچى كند ، زيرا مخالفت با او مانند بيماريست كه در راه بهبودى خود با پزشكى كه براى تداوى مرض او آمده سرفرازى كند ، چنانچه بعضى دربارهء اين موضوع گفتهاند :
بيمارى كه از فرمان پزشك خود سرباز زند ، جز آزار بر نفس خود سودى نبرد ، و چونان كه واجب است آدم بيمار از تناول موذيات و غذاهائى كه زيانآور بر دواى اوست در حضور و غيبت پزشك خوددارى نمايد كه نتيجهء تداوى او را به آسانى دريابد ، همچنين ، شخص محصل ميبايد نفس خود را از كثافات معنوى كه نهايت آرزوى استاد است مانند ، بخل ، كينهورزى ، خشم ، بدگوئى ، منيت و خودخواهى ، و ساير اخلاق رذيله پاكيزه نمايد ، و مادهء مرض را به كلى قطع كند تا از پزشك بزرگوارى كه تنها خود را براى نيكبختى بيمار دانش آماده ساخته كامياب شود .
محصل از نظر احترام استاد
چهارم - با كمال احترام و اكرام بجانب استاد نگران باشد و از زشتيهاى او چشمپوشى نمايد ، زيرا اين عمل نزديكترين راهى است كه ميتواند از وى كاميابى حاصل كند و آنچه را از او شنيده بيشتر در ذهنش رسوخ دهد .
يكى از گذشتگان هنگامى كه براى جلسه درس مهيا ميگرديد صدقه در راه خدا ميداد .
و ميگفت : اللهم استر عيب معلمى عنى ، و لا تذهب بركة علمه منى پروردگارا زشتى استاد را از من بپوشان و بركة دانش او را از دل من بيرون مكن .
ديگرى گفت : هنگامى كه در خدمت استاد بودم كتاب را بر اثر