كنارهجوئى كردى ، و براى هميشه در سخن با من را ، به روى خود بستى در پاسخ من فرمود اگر تو در باطن خود مطالبهء موضوعات را تجويز نميكردى ، و آنچه را از من ميشنيدى منكر نبودى ، در خواب چنين سخنى بزبانت جارى نميشد ، آرى مطلب همان بود كه استاد فرمود زيرا آنچه را آدمى در خواب مشاهده مىكند همانست كه در بيدارى بر دلش پيروزى يافته و خلاف اين موضوع كم اتفاق ميافتد .
محصل از نظر گفتگو با معلم
هفتم - در گفتگو و پرسش و پاسخ ، او را بزرگ شمارد چه آن هنگام حاضر باشد يا غايب باشد ، و با او بتاء خطاب ( انت ) و كاف خطاب ( انك ) گفتگو ننمايد ، و با نداى بعيد ( ايا و هيا ) او را نخواند ، بلكه چنين بگويد : يا سيدى و يا استادى و امثال اين كلمات ، بلكه براى تعظيم و احترام بصيغهء جمع خطاب كند ، چه ميگوئيد ، راى شما چيست ، چنين فرموديد ، خدا از شما خشنود گردد ، يا خدا از شما بهپذيرد يا خدا شما را ببخشايد ، و هنگامى كه غائب است او را بنام نخواند ، مگر مقرون بكلمهء باشد كه حاكى از توقير و احترام اوست مانند ، قال الشيخ قال الاستاذ ، قال شيخنا ، قال شيخ الاسلام ، و غير اينها .
محصل از نظر پيروى معلم
هشتم - معلم را محترم شمرده و اقتدا و اقتفا خود را به او پيوست داند در زمان غيبة و پس از درگذشتش راه او را پيروى نمايد ، تا مدتى كه در قيد حيوت است از دعاء دربارهء او خاطر نكند ، اگر كسى در بدگوئى از او قيام كند در راستى و درستى استاد كوشش نمايد ، و آدم بدگو را مردود سازد و زياده بر آنچه در اين باب وارد شده كه از بدگوئى مردمان خوددارى كند خشمگين شود ، و اگر نتوانست از