هيبة او به آرامى ورق ميزدم تا صداى ورق زدن كتاب را نشود .
ديگرى گفت : سوگند به خدا جرأت نداشتم هنگامى كه استاد بجانب من نگرانست در خدمت او آب بياشامم زيرا هيبتى از او در دل من افتاده بود كه مرا بازميداشت .
همدان اصفهانى گفت زمانى در مجلس شريك بودم يكى از كودكان مهدى خليفهء عباسى وارد شد تكيه به ديوار داده حديثى از شريك سؤال كرد ، وى توجهى به دو ننموده بجانب ما متوجه گرديد ، كودك دوباره پرسيد ، شريك اين دفعه هم اعتنائى نكرد ، كودك متغير شده گفت :
آيا خليفهزادگان را سبك ميشمارى ؟ ! گفت : نى ، بلكه دانش پيش خدا ارجمندتر است از آنكه او را نابود سازم ، كودك از شنيدن اين سخن به خود آمده دو زانو به زمين نشست و مسئله را طرح كرده درخواست حل آن را نمود ، شريك گفت . آرى با چنين كيفيتى دانش فراگرفته مىشود .
محصل و فروتنى در خدمت استاد
پنجم - در خدمت استاد زياده بر آنچه دربارهء علما و ديگران وارد شده تواضع كند ، علاوه بر اين براى دانش هم متواضع باشد ، چه بر اثر فروتنى ، به آنچه بايد ميرسد ، بديهى است كه خوارى براى استاد ارجمنديست ، و خضوع در حضرت او موجب فخريه و مباهات ، و فروتنى براى او سربلندى و احترام و توقير از او باعث پاداش اخروى ، و تشمير ( دامن بكمر زدن و مهياى فرمان شدن ) در پيشگاه او موجب شرافت و آبرو خواهد بود .
پيمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : دانش بياموزيد ، و در راه دانش آرامش فرا گيريد ، و از هركس دانش آموختهايد فروتن باشيد .
باز فرموده : هركسى كه ديگرى را مسئلهء آموزد چنان است كه خداوند رقبهء او گرديده .