جز اينكه با نظر دقيقى بر مقاصد و نتايج آنها اطلاع حاصل كرده و بنحو شايستهء بررسى كامل به عمل آورد ، اين هنگام اگر عمر با او مساعدت نموده و توفيق يارى كرد در طلب تبحر و مهارت در آن فن برآمده و خويشتن را برتبه ، استادى ان فن نائل گرداند ، و الا باهم فالاهم به پردازد ، زيرا كه علوم متقارب يكديگرند ، و غالب اوقات پارهء از علوم با بعضى ديگر ارتباط دارند .
بديهى است كه عمر و سنين زندگى يك فرد محصلى آن اندازه وسعت ندارد كه بتواند كاملا تمام علوم را فراگيرد و از هر خرمنى خوشهء چيند ، روى اين زمينه نيكوتر انكه از هر بوستان دانش احسن او را اتخاذ كرده و طبق دستورات رفتار كند و همواره با تمام قوا در علمى كه اشرف علومست و سودش براى سراى ديگر بيشتر مىباشد بكوشد
آرى اينچنين دانش همانست كه موجب كمال و تزكيه نفس از نظر اخلاق فاضله و اعمال صالحه مىباشد .
ناگفته نماند كه : بازگشت اين علم بشناسائى كتاب ( قرآن ) و سنت ( حديث ) و عمل مكارم اخلاق و آنچه مناسب با اين موضوعاتست خواهد بود البته انسان به نفس خود بيناتر و خدا يار اوست .
[ بخش دوم ] كيفية رفتار محصل با استاد
بخش دوم - در آداب شخص محصل با استاد و پيشواى خود و آنچه براى يك فرد محصل از نظر تعظيم و احترام وى واجب مىباشد .
حضرت صادق عليه السّلام فرمود امير المؤمنين عليه السّلام ميفرموده همانا حق دانشمند بر ديگران آنست كه از وى زياد پرسش ننمائى ، و جامهء او را نگيرى ، و هرگاه بر او وارد شدى و عدهء نزد او بودند بر همگان سلام كن ، و او را سواى ديگران تحية و سلام گوى ، در برابر او