او حاصل مىشود ، حتى اگر موضوعى ايجاب كرد كه از فراگرفتن درس بازماند بمطالعه و حفظ مطالب بپردازد ، و نهپندارد كه استفادهء از مطالب مربوط به چيز ديگر يعنى فراغت و آسودهخاطرى مىباشد ، بديهى است كه شخص محصل اگر كار تحصيلى خود را به زمان ديگر كه فارغ البال باشد بيفكند ، آن زمانيست كه خداى متعال هنوز نيافريده ، بلكه هر زمان از موانع ناگزير است كه بدون آنها ميسر نيست ، بنابراين تا تمام منافع از دست نرفته به حكم ما لا يدرك كله لا يترك كله بهقدرى كه توانائى دارد كوشش كند .
در خبر است : وقت مانند شمشيريست كه اگر تو پيشدستى كردى و او را بريدى بآرزوى خود خواهى رسيد و گرنه او ترا نيست و نابود كند .
به همين معنى يكى از اولياء فضلا اشاره نموده و مردم را بمقامات عارفين سوق داده .
و كن صارما كالوقت و المقت فى عسى * و اياك على « 1 » فهى اخطر علت
و سر زمنا و انهض كسى را فحظك * البطالة ما اخرت عزما لصحت
و اقدم و قدم ما قعدت له مع * الخوالف و اخرج عن قيود التلفت
و جذ بسيف العزم سوف فان تجد * تجد نفسا فالنفس ان جدت جدت
تو مانند وقت شمشير برندهء باش و اميدوار بآينده مباش ، زيرا كه آرزومندى به زمان آتيه توأم با سرزنش و ملامت است ، و از آنكه كار را بآينده محول دارى كه با فراغت بال باشى خوددارى كن ، زيرا كه اين معنى بزرگترين آسيب شخص خردمند است .
هامش
( 1 ) على مخفف لعلى است شاعر از عسى و لعل و سوف آرزوهاى آينده را اراده كرده .