استماع پاسخ شبهه را نيابد ، كه در چنين هنگامى معلم موجب فساد عقيدهء آن بيچاره گرديده .
استاد و تعدد دروس
دوازدهم - در صورت تعدد دروس اشرف فالاشرف و اهم فالاهم را مقدم بدارد - مثلا در درجهء اول اصول دين پس از آن تفسير بعد حديث بعد اصول الفقه بعد فقه بعد نحو بعد معانى و بدين قياس ساير علوم را بحسب رتبه و احتياج شاگردان مقدم دارد ، البته اين موضوع داراى مبحث علىحدهايست كه در محل مربوط تذكر داده خواهد شد .
استاد از نظر هنگام تدريس
سيزدهم - جلسه را آنقدر طولانى ننمايد كه شاگردان رنجور شده و از فهميدن درس و ضبط مطالب ممنوع گردند ، زيرا منظور اولى فهماندن درس و ضبط مطالب است و هرگاه بدين پايه از كسالت ارتقاء حاصل نمودند از مقصود اصلى باز ميمانند ، و نه آن مقدار باختصار كوشد كه در تقرير و ضبط و فهم مطالب ، اخلالى راه پيدا كند كه موجب فوت مقصود شود .
بارى در تطويل و افاده و استيفاء تقسيمى كه سبق ذكر يافت مصلحت حاضرين را مراعات كند .
استاد و زمان اشتغال
چهاردهم - در هنگامى كه بيمارى ، گرسنگى تشنگى ، مدافعهء حدث ، ازدياد خوشحالى ، اندوه ، خشم ، پينكى ، اضطراب ، سرما ، گرما ، باعث منع و تشويش فكر و ايلام و ايذاء او گردد بدرس اشتغال نورزد ، زيرا اينگونه موضوعات ايجاب مىكند كه از استيفاء بحث كوتاهى كرده و به غير امر حق فتوى بدهد .