تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤

معرفى شاگرد فارغ التحصيل

بيستم - شاگردى كه به حد كمال از علم و معرفت رسيده به طورىكه از نظر استقلال تعليم اهليت پيدا نموده و مستغنى از تعلم گرديده معلم بايد در انتظام امور او قيام كرده و در مجالس و محافل علمى او را معرفى و مردم را باشتغال نزد او و استفادهء از گفتار او وادار كند ، زيرا مردمى كه از احوال چنين شخصى آگهى ندارند و از شئون معنوى او باخبر نمىباشند در اولين قدم با او همراهى نكرده و بگفتهء او اهميت نداده و اعتنائى نميگذارند ، گرچه از اعتبار شخص معلوم الحالى استفاده كرده و بامر تدريس اشتغال بورزد ، استاد بايد بطور تفصيل اندازهء معلومات و پرهيزكارى و دادگرى و غير اينها از امورى كه در قبال مردم راجع بامر تدريس مراعات شده آگهى پيدا كند ، زيرا اين معنى بزرگترين سبب انتظام امور دانش و صلاح حال شاگرد بشمار رفته . چنانچه هرگاه شاگرد مستبدانه تصدى امور تدريس را عهده‌دار شود با آنكه معلم قصور رتبهء او را ميداند و عدم لياقتش محرز گرديده شايسته است در پنهانى از اين عمل سرزنش كرده و كار را بر او دشوار سازد و اگر نپذيرد آشكارا در شماتت او قيام نمايد تا براى آخرين بار جديت كرده و خود را براى تدريس مهيا سازد : در نتيجه گفتارى كه تاكنون مورد بحث بود از لحاظ اينست كه معلم مانند طبيبى است كه خود را براى مداواى امراض صعب العلاج روحى آماده كرده و طبق مقتضاى هر علتى نسخه ميدهد و هر فردى را بنحو خاصى معالجه مىنمايد و مطالعات خود را در اطراف او عملى مىسازد . مجملا : آنكه آدم زيرك از جهة فراگرفتن ساير موضوعاتى كه