خود خريدارى كردى و بد امامى براى خود برگزيدى ( 1 ) خدا مىفرمايد
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ
ما آنها را پيشوايانى قرار داديم كه مردم را بسوى آتش مىخوانند و فرداى قيامت كسى از آنها يارى نمىكند و مسلما پيشواى تو از همان عدهايست كه آيه شريفه حاكى از احوال آنهاست .
حر بن يزيد پس از ملاحظه نامه ، براى آنكه مأموريتش را بىكم و كاست انجام داده باشد حسين ( ع ) را در بيابانى خالى از آب و گياه و دور از آبادى فرود آورد ، حسين ع فرمود واى بر تو بگذار تا در اين قريهاى كه نزديك به اين محل است يا در نينوا و يا در غاضريه و يا در شفيه نزول نمائيم . پاسخ داد به خدا قسم نميتوانم چنين اجازهء بشما بدهم زيرا چنانچه مىبينيد اين مرد را پسر زياد ، جاسوس براى كارهاى من قرار داده و نمىتوانم دست از پا خطا كنم .
زهير بن قين معروض داشت پس از اين ، كار ما دشوارتر خواهد شد و هم اكنون كه دشمنان ما اندكاند مىتوانيم با آنان نبرد كنيم زيرا بطورى كه مسلم است پس از اين عدهء لشكريان باندازهء خواهند بود كه ما نمىتوانيم متعهد كارزار آنان بشويم .
حسين ع در پاسخ نامبرده فرمود من نمىخواهم نخست به نبرد با آنان بپردازم و مايل نيستم آغاز اين كار از ناحيه من باشد آنگاه از مركب فرود آمده نزول اجلال فرمود .
مجملا اين پيشآمد در روز پنجشنبه دوم محرم سال شصت و يكم هجرت اتفاق افتاده « 1 »
هامش
( 1 )نواى وصل چون بشنيد ناگاه * بدشت كربلا افراشت خرگاه
ز اسب آمد فرود آن سرور دين * بياران گفت آخر منزل است اين
مر اين وادى شما را سد عشق است * نه سد عشق خود سرحد عشق است
فزون باشد مقام قرب داور * مقامى نيست از اينجا فزونتر
ببارانداز عشق آن پاكبازان * بيفكندند بار عشق آسان