تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
سر راه بر آن حضرت گرفت و شديدا ممانعت كرد و آن جناب را به طرف كوفه هدايت مىنمود حضرت هم جدا امتناع مىفرمود و همچنان به طرف يسار راه حركت مىكرد تا به نينوا رسيده نزول اجلال كرد . ( 1 ) در اين هنگام سوارى كه سلاح جنگى پوشيده و كمانى به پشت انداخته بود از جانب كوفه روان بود همگى متوقف شده و منتظر رسيدن او بودند چون نزديك آمد بحر و ياران او سلام كرده و به حسين و اصحاب او اعتنائى ننمود و نامهء از پسر زياد به حر بن يزيد تسليم كرد ، در آن نگاشته بود . بمجردى كه رسول من بر تو وارد شد و نامهء مرا تسليم كرد كار را بر حسين ع دشوار ساز و او را در سرزمينى فرودآور كه آب و گياهى در آن نباشد و متوجه باش بفرستادهء خود دستور داده همواره با تو باشد و از تو دور نشود تا از نزديك شاهد اعمال تو بوده و نحوهء رفتار تو را در بازگشت به من اطلاع دهد . هنگامى كه حر ، نامهء پسر زياد را ملاحظه كرد به حسين ع و ياران او خطاب كرده گفت اين نامه‌ايست كه پسر زياد به من نگاشته و دستور ميدهد هر كجا نامهء او به من رسيد كار را بر شما دشوار بسازم و به اين شخص كه فرستادهء اوست دستور داده از من جدا نشود تا امر او را ، چنانچه دستور دادم اجرا نمايم . يزيد بن مهاجر كندى كه از ملتزمين ركاب امام حسين ع بود رسول پسر زياد را شناخت به او گفت مادرت بعزايت بنشيند براى چه امرى آمدى و چرا بچنين كارى اقدام نمودى پاسخ داد از پيشواى خود پيروى كرده و به بيعت خود وفا نمودم . پسر مهاجر گفت اشتباه كردى بلكه با اين عملت معصيت خدا نمودى و چون خواستهء پيشواى خود را انجام دادى به هلاكت افتادى و ننگ دنيوى و عذاب اخروى را براى