كرده و بدانم براى چه بصوب عراق آمده در نتيجه معلوم شد مردم عراق او را به اين صوب دعوت كرده و او طبق درخواست نامبردگان بسرزمين عراق وارد شده و اضافه كرد : هر گاه از آمدن من ناراحتيد و رأيتان برگشته به محل خود عودت خواهم كرد .
اين نامه را براى پسر زياد فرستاد . حسان عبسى مىگويد من در حضور پسر زياد بودم نامه پسر سعد رسيد وى پس از مطالعه نامهء او گفت « الان كه چنگالهاى كينه ما بر گردن او فرورفته آرزومند است كه رهائى پيدا كند خيال نابجائى است و راه فرارى ندارد » آنگاه اين نامه را به پسر سعد نوشت .
نامه تو بما رسيد و مضمون آن را ملاحظه كرديم اينك پس از رسيد اين نامه بحسين پيشنهاد كن او و يارانش با يزيد بيعت كنند و اگر براى انجام اين خواسته اقدام كردند و به بيعت يزيد درآمدند ما پس از اين در بارهء آنها انديشه خواهيم كرد .
هنگامى كه نامهء پسر زياد را خواند گفت مىترسم پسر زياد آخر الامر هم غرض شوم خود را عملى كند و بلافاصله نامه ديگرى به پسر سعد رسيد و دستور داده بود بمجردى كه نامه مرا قرائت كردى ميان آب و حسين و ياران او حائل شو و مگذار قطرهء از آب بياشامند چنانچه آنان همين عمل را با عثمان انجام دادند :
پسر سعد همانوقت عمرو بن حجاج را با پانصد سوار مأمور ساخت اطراف شريعه فرات را احاطه نمايند و نگذارند قطره از آب بياشامند اين پيشآمد سه روز قبل از شهادت حسين ع اتفاق افتاد .
( 1 ) عبد اللَّه ازدى كه در رديف مردم بجيله بود براى خوش آيند امير خود با صداى بلند فرياد زد اى
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 436
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٣٦