تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
( 1 ) عقبه بن سمعان مىگويد پس از آنكه به اندازهء يك ساعت راه رفتيم همچنان كه بر پشت زين قرار داشت اندكى خوابيده از خواب بيدار شد و فرمود
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
و دو بار يا سه بار اين جمله را مكرر فرمود فرزندش على بن الحسين پيش آمده عرضه داشت براى چه موضوعى حمد خدا بجا آورده و كلمه استرجاع به زبان رانديد فرمود اى فرزند هم اكنون بخواب رفته بودم سوارهء را ديدم مىگفت اين قوم حركت مىكنند و مرگ هم آهنگ آنها را دارد از خواب بيدار شدم دانستم كه گفتهء او متوجه بما است و مرگ در تعقيب ما مىباشد . على اكبر عرضه داشت همواره از گزند روزگار در امان باشى ، مگر ما برحق نيستيم ؟ فرمود آرى سوگند به كسى كه بازگشت همگان به اوست ما برحقيم . آن دست‌پرورده بوستان حسينى و آن يادگار نبوى و آن آئينهء سراپا نماى على عمرانى « 1 » معروض داشت بعد از اينكه ما برحقيم چه بيمى از مرگ داريم حسين ع از اينسخن شايسته فرزند عزيزش بسيار خرسند شده فرمود خدا به تو پاداش دهد بهترين پاداشى كه فرزند را از پدرش عنايت مىفرمايد . بامداد براى انجام تكليف الهى نزول اجلال كرد پس از آن بلا درنگ سوار شده و خواست از لشكر حر كناره‌گيرى نموده به طرف چپ عزيمت نمايد حر از تصميم آن حضرت باخبر شد با ياران خود
هامش
( 1 )اين كيست كه نقارهء دارائى حسنش * كوبند سلاطين جهان در همه كشور منسوخ كن نام شجاعان جهان است * باشد مگر اين ابن عم ساقى كوثر ابروش قريب است بابروى محمد * گيسوش شبيه است به گيسوى پيمبر اين يوسف ثانى كه تف شعله حسنش * بر سينه شرر مىزند و بر جگر آذر نور دل ليلا بود و نخبهء زهرا * از شعبه سلمى بود و دودهء هاجر آرام دل فاطمه و سبط رسول است * فرزند حسين باشد و نامش على اكبر( ملا باقر بينوا كازرونى )