( 1 ) وقت عصر ، حضرت ابا عبد اللَّه به ياران خود فرمود آماده كوچ كردن شوند و بمنادى دستور داد مردم را براى اداى تكليف نماز عصر بخواند آنگاه خود پيش ايستاده و مردم هم با آن جناب نماز عصر را بپايان آورده پس از آن بمردم توجه كرده فرمود .
اما بعد اى مردم اگر از خدا ميهراسيد و حق را براى صاحب حق ميدانيد كارى كنيد كه هر چه بهتر و بيشتر خشنودى خدا را بدست آوريد و ما آل محمد شايستهتريم كه امر ولايت را به عهده بگيريم از اين عدهاى كه ادعاى امامت و ولايت بر شما مىنمايند زيرا آنان جز ستم و دشمنى كار ديگرى با شما نمىكنند و اگر امارت ما را بر خود كراهت داريد و حق ما را نشناخته و اكنون رأيتان بر خلاف اظهار نامهها و رسولانتان مىباشد من از تصميم خود منصرف خواهم شد .
حر گفت سوگند به خدا من از نامهها و رسولانى كه ميفرمائى اطلاعى ندارم .
حسين ع به عقبة بن سمعان فرمود خرجينى كه نامههاى كوفيان در آنست بياور او هم خرجينى مملو از نامههاى مرسله حضور اقدس حسينى تقديم داشت و در برابر حضرت روى زمين ريخت حر ، معروض داشت ما آن عدهء نيستيم كه نامه حضورتان ارسال داشتهاند بلكه ما مأموريم بمجردى كه با شما ملاقات كرديم از شما جدا نشويم تا شما را بكوفه وارد ساخته و پيش پسر زياد ببريم .
حضرت فرمود مرگ نزديكتر به تو است از آنكه بتوانى به اين مقصود نائل شوى آنگاه به ياران خود دستور داد سوار شويد و آماده حركت گرديد ياران سوار شده و منتظر سوار شدن زنان بودند حضرت بياران خود فرمود بازگرديد در اين وقت لشكر حر از بازگشت آنان ممانعت كردند .
( 2 ) حضرت ابا عبد اللَّه به حر ، فرمود « مادرت بعزايت بنشيند آهنگ چه كارى دارى » حر از اين جمله
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 428
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٢٨