تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
( 1 ) مسلم نامه بحسين ع نوشته و حضرت او را از بيعت اين عده كه دست بيعت به او داده باخبر ساخت و اضافه كرد كه به زودى بكوفه بيايد شيعيان از همه طرف بسوى مسلم مىشتافتند تا اقامتگاه او مشهود همگان گرديد . نعمان بن بشير از ورود مسلم و بيعت مردم با او خبردار شد نامبرده در آن اوقات از جانب معويه حكومت كوفه داشت و يزيد هم او را به سمت سابقى برقرار داشت . نعمان براى آنكه هر چه زودتر مردم را از آشوب‌گرى جلوگيرى كند بمنبر رفته پس از حمد خدا گفت اى بندگان خدا بترسيد و آشوب نكنيد و تفرقه در ميان مردم ايجاد ننمائيد و اسباب هلاكت مردم را فراهم نسازيد و بخونريزى و غصب و چپاول مال و ثروت خود حاضر نشويد و اين نكته را هم بدانيد من با كسى كه سر قتال با من نداشته باشد با او مقاتله نمىكنم و كسى كه عليه من قيام ننمايد عليه او اقدامى نمىكنم و خوابيده و آسودهء شما را بيدار نمىكنم و بدون جهت متعرض شما نمىشوم و كسى را به تهمت گرفتار نمىسازم و متهم نمىگردانم و ليكن شما اگر از من اعراض كنيد و بيعت مرا بشكنيد و با امام خود مخالفت نمائيد سوگند بخداى يكتا تا وقتى كه شمشير من در قائمه خود باقى است گردن شما را ميزنم و اگر كسى هم به يارى من قيام ننمايد بازهم دست از كار خود برنميدارم در عين حال آرزومندم مردم حق‌شناس شما بيشتر از نمك نشناس شما باشند عبد اللَّه حضرمى كه هم‌قسم با بنى اميه بود از جاى برخاست گفت اى امير با اين گونه سخنى كه تو گفتى مخالفان دست از مخالفت خود برنميدارند چارهء آنها منحصر بجنگ است زيرا اين گونه بيانات تهديد آميز رويه مردم ناتوانست .