تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
( 1 ) اما بعد حسب الامر باتفاق دو نفر راهنما از مدينه خارج شده به جهتى از بيراهه رفته راهنمايان راه را گم كرده و تشنگى بر آنان غلبه كرده نتوانستند خوددارى نمايند و در راه جان سپردند ما پس از درگذشت آنها به طرف مقصود حركت كرده تا با نيمه جانى كه باقى مانده بود خود را بكنار آبى كه بنام مضيق خوانده ميشد و از بطن الخبت بود رسيديم من اين پيش‌آمد را بفال نيك نگرفتم اكنون اگر صلاح بدانيد مرا از اين مأموريت معاف فرمائيد و ديگرى را بجاى من براى انجام ارادهء خود منصوب داريد و السلام . حضرت ابا عبد اللَّه در پاسخ وى نوشت : بيم من از آنست كه از آن نظر استعفا خواسته و مأموريتت را به ديگرى محول كرده باشى كه از مرگ و مقابل شدن با دشمن ميهراسى ، بايد دل قوى كنى و مأموريتت را چنانچه دستور داده‌ام بانجام آورى . مسلم هنگامى كه نامه آن حضرت را خوانده گفت استعفاء من از ترس دشمن و فرار از مرگ نبوده آنگاه با عزمى ثابت بر مركب مقصود سوار شد از مضيق حركت كرد تا به آبى كه متعلق بمردم طى بود رسيد آنجا نزول اجلال كرده پس از اندك استراحتى از آن محل كوچ كرد چشمش به شكارچى افتاد كه تيرى بشكارى پرتاب كرد چون نزديك رسيد معلوم شد آهو به زخم تير از پاى درآمده مسلم اين پيش‌آمد را بفال نيك گرفته گفت اميد است بخواست خدا بر دشمن چيره شويم . مسلم راه را بهر قسمى كه بود پيمود تا وارد كوفه شده و به خانه مختار بن ابى عبيد كه امروز آنجا به نام خانه مسلم بن مسيب شهرت دارد نزول كرد شيعه كه از آمدن حضرت مشار اليه باخبر شدند دسته دسته بديدار آن جناب شتافتند چون عدهء حضور يافتند مسلم نامه امام حسين ع را براى مردم قرائت كرد آنان از شنيدن كلمات نامه مىگريستند و با وى بيعت كردند تا هيجده هزار نفر كوفى با وى بيعت نمودند .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 382 | الشيخ المفيد / ساعدى خراسانى