( 1 ) با سرعت و به زودى بسوى ما حركت كن كه « همه چشم انتظار تواند » و به غير از ديدار تو آرزوى ديگرى ندارند و نامه را باينجمله خاتمه دادند فالعجل العجل ثم العجل العجل هر چه ميتوانى تعجيل كن و السلام .
پس از اين ، شبث بن ربعى و حجار بن ابجر و يزيد بن الحارث بن رويم و عروة بن قيس و عمرو بن حجاج زبيدى و محمد بن عمرو تميمى نامهء به اين مضمون بعز عرض رسانيدند .
اما بعد باغهاى كوفه سبز و خرم گرديده و ميوهها رسيده هر گاه ارادهء همايونى تو تعلق گرفته باشد ممكن است با لشكر پيروز خود بسوى ما حركت فرمائى و السلام .
همه نامه بران حضور حضرت شرفياب شده و در آنجا با يك ديگر ملاقات كردند حضرت همه نامهها را قرائت فرمود و احوال مردم كوفه را جويا شد سپس نامه زير را در پاسخ نامههاى وارده نوشته و بوسيله هانى بن هانى و سعيد بن عبد اللَّه كه آخرين چاپار كوفه بودند عنايت فرمود .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
نامهايست از حسين بن على عليهما السّلام بگروه مؤمنان و مسلمانان كوفه .
اما بعد هانى و سعيد ، حضور رسيده و نامه شما را تقديم كردند و نامبردگان آخرين رسولانى بودند كه شرف زيارت ما را دريافتند و من نامه شما را دقيقا خوانده و هدف و مقصود شما را در بارهء آنچه نوشته بوديد كاملا متوجه گرديدم و خلاصه بسيارى از نامههاى وارده آن بود كه ما پيشوائى نداريم شايسته است بجانب ما بيائى و بر ما نزول اجلال كنى تا خدا ما را بوسيله تو به حق و هدايت رهبرى فرمايد .
اينك من برادر و پسر عمو و مطمئنترين افراد خانوادهام مسلم بن عقيل را بسوى شما ميفرستم هر گاه او به من نامه نوشت كه همه شما يك رأى و يك جهتيد و خردمندان و دانايان شما همان عقيده را دارند كه نامههاشان حاكى از آنند و من يك يك آنها را از پيش نظر دقيق خود گذراندم ، به زودى و با خواست خدا بسوى شما خواهم آمد .