تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
( 1 ) يعقوب بن ياسر گويد روزى متوكل بدرباريان خود پرخاش كرده و گفت واى بر شما من از كار ابن الرضا به رنج افتاده‌ام زيرا هر چه كوشش كردم ساعتى بيايد و با من بنشيند و جامى بزند و با من منادمت كرده غزلسرائى نمايد و مرا بخوانندگى خود مشغول و مشعوف بدارد خوددارى كرد و هر چه حيله بخرج دادم شايد بتوانم راهى براى اين مقصود در نظر بگيرم موفق نشدم و چاره اين كار را بدست نياوردم . يكى از حاضران گفت اگر نه توانستى بابن الرضا دست پيدا كنى و غرضت را اعمال نمائى اينك برادرش موسى آدمى هرزه و شراب خوار و عاشق پيشه و همه جاييست او را بمنادمت خود برگزين و او را به اين عنوان شهرت بده و شرابخوارى او را بنام ابن الرضا نقل محافل و مجالس قرار بده زيرا مردم ميان او و برادرش تفاوتى نميگذارند و كسى هم كه او را بشناسد يقين مىكند كه هر دو برادر يكسانند . متوكل دستور داد نامهء نوشته و موسى را با احترام تمام بدربار بخوانيد پس از ورود تمام بنى - هاشم و سپهسالاران و ساير افراد بملاقات او بروند و زمينى را در اختيار او گذارد و عمارتى براى او در آنجا بنيان كرد و شرابخواران و خوانندگان را در آنجا گرد آورد و جائزه‌هاى شايسته براى او معلوم كرد و منزل خاصى كه خود هم گاهى بتواند بملاقات او برود آماده ساخت . موسى هنگامى كه وارد شد حضرت ابو الحسن ع با او در كنار پل وصيف كه ملاقات‌گاه واردان و مسافران بود ملاقات كرد سلام نموده احترامات لازم را بجا آورده فرمود متوكل ترا از آن نظر احضار كرده تا پرده احترام ترا به درد و در ميان خاص و عام رسوا سازد زنهار در حضور او اقرار بشرابخوارى ننمائى و از خدا بترس و مرتكب خلاف مشو . موسى عرضكرد ميدانم فقط مرا براى منادمت خود خوانده
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 644 | الشيخ المفيد / ساعدى خراسانى