مال و اسلحه زيادى در پيش معظم له گرد آمده .
( 1 ) متوكل به سعيد حاجب دستور داد شبانه بخانهء ابو الحسن وارد شده و هر مقدار مال و اسلحه كه پيدا كند براى متوكل بفرستد .
ابراهيم بن محمد گفت : سعيد به من اطلاع داد حسب الامر متوكل شبانه بخانهء حضرت ابو الحسن رفته نردبانى گذارده روى پشت بام منزل قرار گرفته و در تاريكى شب خواستم از پلهها پائين بروم ليكن پيش پاى خود را نميديده و نميدانستم از كجا وارد اطاق شوم و مأموريتم را انجام دهم در اين هنگام حضرت ابو الحسن از ميان اطاق مرا خوانده و فرمود همان جا بايست تا چراغ بياورم فاصله نشد حضرت ابو الحسن شمعى روشن كرده از اطاق بيرون آورد من از پلهها فرود آمده وارد اطاق شده ديدم آن جناب جامه پشمين پوشيده و كلاهى از پشم بسر گذارده و بر سجادهء از حصير رو به قبله قرار گرفته و به كار عبادت خود پرداخته و به من فرمود اطاقها در اختيار تست من وارد شده هر چه بيشتر گشتم كمتر چيزى بدست آوردم در گوشهء اطاقى چشمم به بدرهء زرى افتاد كه مهر مادر متوكل بر آن خورده و كنار آن نيز كيسهء سر به مهر ديگرى بود آنها را برداشته و حضرت ابو الحسن فرمود گوشهء مصلايش را بالا بزنم در آنجا شمشيرى غلاف شده بود آن را نيز برداشتم و حسب الامر آنها را حضور متوكل آوردم .
چون متوكل مهر مادرش را ديد تعجب كرده مادر را طلبيده از كيسه و مهر بر آن پرسيد يكى از مخصوصان به اطلاع رسانيد در هنگامى كه ببلاى دمل گرفتار بودى مادرت نذر كرد اگر بهبودى پيدا كردى ده هزار درهم از مال خود براى آن حضرت تقديم بدارد اينك به نذر خود وفا كرد و مبلغ مزبور را كه هنوز مهر از سر آن گرفته نشده فرستاد و كيسهء ديگر را گشود در آن چهار صد دينار زر بود . متوكل دستور داد بدرهء ديگرى همراه با بدره مادرش و شمشير و كيسهء زر را سعيد بحضور حضرت برگرداند .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 641
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٦٤١