از جناب او خالى نيست و محل معينى ندارد و مكانى نزديكتر از مكان ديگر نميباشد ( 1 ) شاهد بر اين بيان آثار حضرت اهليت و افعال جناب كردگارى اوست و سوگند به آن كسى كه نشانهاى استوار او در همه جا ظاهر و براهين آشكار او در همه جا هويداست اين گونه عبادت و امثال آن را كه ديده و شنيدهء ما از پيش خود درست نكرده بلكه محمد كه خاتم همه پيمبران و از جانب حضرت او مبعوث گرديده ما را بدان مأمور داشته اينك اگر باز همه حقيقت براى تو معلوم نشده و مشكوك ماندهء بيش از اين پرسش كن تا بيانات را چنان براى تو توضيح دهم كه جاى هيچ گونه شك و شبههء براى تو باقى نماند .
ابن ابى العوجاء پس از اين با كمال نااميدى كه نتوانسته تير نادانيش را بهدف مقصود برساند ساكت مانده و ندانست چه پرسشى بنمايد ناچار از حضور امام ع مراجعت كرد .
ابن ابى العوجاء در مراجعت كه با ياران خود ملاقات كرد با كمال شرمسارى به آنها گفت از شما خواستم تا مرا به يكى از افراد مسلمان معرفى كنيد كه بر او چيره شوم و در نتيجه از غلبه بر او مانند آدم مستى شاد و خندان و برافروخته گردم شما بر عكس مرا به پيكار دلاور دانا و دانشمند توانائى فرستاديد كه بر اثر چيرگى او و بيچارگى خود گوئيا در ميان تنور آتشى افتاده و سراپاى من سوخته .
يارانش با كمال بىاعتنائى بوى گفتند ساكت باش به خدا سوگند بر اثر تحير و بيچارگى كه امروز به تو دست داده ما را رسوا كردى و تا امروز كسى را نديدهايم كه مانند تو در مجلس او بيچاره شود .
پاسخ داد آيا اين سخنان را براى من ميگوئيد و مرا ناتوان و بيچاره دانسته و شكست خودتان را از ناحيه من مىپنداريد با اينكه اين مرد فرزند كسى است كه سرهاى همهء اين مردم را كه در اين صحراى سوزان گرد آمده و از يار و ديار خود دور افتادهاند تراشيده است .
گويند ابو شاكر ديصانى روزى در مجلس حضرت صادق ع حضور يافته عرضه داشت تو يكى از ستارگان درخشان آسمان علم و دانشى و پدرانت نيز ماههاى تمام درخشان آسمان معرفت و كمال بودند و مادرانت همه دانايان و اهل جمال و كمال بوده و پيوند تو از برترين پيوندهاست ( 2 ) و چون در مجلسى نام
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 547
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٤٧