فصل 4 از سخنان آن حضرت در يكتائى و بىانبازى خدا
( 1 ) به هشام بن حكم فرمود خداى متعال مانند چيزى نيست و چيزى هم مانند او نميباشد و هر چه بوهم تو آيد و آن را خدا خيال كنى بر خلاف واقع است .
فصل 5 از سخنان آن حضرت در عدل خدا
. ( 2 ) به زرارة بن اعين ميفرمود ميخواهى سخن مختصرى در بارهء قضا و قدر با تو بگويم ؟ عرضكرد آرى . فرمود چون روز قيامت شود خداى متعال مردم را در صحنهء قيامت گرد مىآورد و از عهدى كه فيما بين خود و آنها داشتهء ميپرسد ليكن از آنچه قضاء كردگاريش بر آن قرار گرفته سؤال نميكند .
فصل 6 از مواعظ و سخنان حكيمانه آن حضرت
. ( 3 ) هر كسى آهنگ هر كارى داشته باشد نميتواند بدان دسترسى پيدا كند و هر كس كه توانائى بر كارى پيدا كرد براى انجام آن توفيق حاصل نمىنمايد و هر كس هم كه توفيق حاصل كرد بصواب نزديك نميباشد آرى هر گاه نيت ، توانائى ، وصول بهدف براى شخصى دست داد بداند آن هنگام نيكبختى او بسر حد كمال رسيده و سعادتمند است .