( 1 ) عباس فقيمى گفته سالى در موسم حج ، ابن ابى العوجاء و ابن طالوت و ابن اعمى و ابن مقفّع با گروهى از زنديقهاى آن زمان گرد هم اجتماع كرده بودند و آن سال هم حضرت صادق ع مشرف بود مردم چون پروانه اطراف شمع وجود او را گرفته و پرسشهائى ميكرده و حضرت هم پاسخهاى آنها را در خصوص تفسير قرآن و مسائل دينى و امثال آن با بينه و براهين استوارى بيان ميفرمود .
عدهاى كه اطراف ابن أبى العوجاء را گرفته بودند بوى پيشنهاد كردند ميتوانى كارى كنى كه اين شخص جالس يعنى امام صادق ع را در نزد افرادى كه اطراف او را گرفته و از او پرسشهائى ميكنند رسوا نمائى زيرا اين مرد داناى روزگار است و مردم هم از فرصت استفاده كرده گرد او اجتماع كردهاند .
ابن ابى العوجاء كه مردى مغرور بود و خيال ميكرد براستى ميتواند با امام صادق ع برابرى كند گفت آرى .
اى مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه تست * عرض خود ميبرى و زحمت ما ميدارى
ابن ابى العوجاء به همان خيال به طرف امام صادق ع حركت كرده مردم را متفرق ساخته به حضرت عرضه داشت ميدانيد كه وضع مجالس به آئين امانت دارى برقرار شده و ناگزير هر كسى كه پرسشى دارد بايد سؤالش را مطرح كند بنا بر اين به من اجازه ميدهى از شما پرسشى نمايم .
حضرت فرمود هر چه ميخواهى بپرس ؟
ابن ابى العوجاء پرسيد تا كى چرخ خرمنكوبى را بدست گرفته و گندم خيالى اين خرمنگاه را ميكوبيد و خود را به اين سنگى كه هيچ گاه اثرى از آن هويدا نميشود پناهنده ساخته و اين خانهاى كه از خشت و گل پرداخته شده و سر بر آسمان برآورده ميپرستيد و اطراف آن مانند شترى كه از قطار شتران فرار كرده به اين سو و آن سو ميجهيد آرى آدم روشن فكرى كه اندكى در اين گونه كارهاى شما انديشه نمايد