نمودهام و اگر بگويم كتاب و سنت مىتوانند اختلافات فيما بين را بر طرف بسازند باز هم سخن نابجائى گفتهام زيرا ميدانم آيات كتاب و دستورات سنت هر يك داراى وجوه مختلفى ميباشند بنا بر اين صلاح در آنست منهم همان پرسشهائى كه هشام از من نموده بدون كم و زياد از او بنمايم حضرت فرمود درخواست بسيار سادهايست هر چه مىخواهى از او بپرس كه او مملو از علم و كمال است .
خوشا حال آن كس كه چون شخص صادق * ورا مملو از علم و حكمت بداند
شامى پرسيد آيا آفريدگار بهتر از مصالح مردم باخبر است يا آنان بهتر بمصالح خود آشنايند ؟
هشام گفت مسلم است كه خدا بهتر و بيشتر از مصالح آنان اطلاع دارد . شامى پرسيد آيا خداى متعال كسى را از طرف خود بر گماشته كه همه را بيك مبدء متوجه بسازد و اختلافات را از ميانشان بر طرف كند و حق را از باطل جدا نمايد ؟ هشام گفت آرى ، شامى پرسيد آن برانگيخته كه رفع اختلاف مىكند و آثار حق را ظاهر و نشانهاى باطل را نابود ميسازد كيست ؟ پاسخ داد در آغاز شريعت ، چنان شخصى كه ويرا معرفى كرده و مأموريتش را بيان نمودى رسول خدا ص بود و پس از رحلت او ديگرى از رويهء او تعقيب كرد و آثار خالده او را براى پژوهندگان حق و حقيقت تشريح فرمود شامى پرسيد آن ديگر كه جانشين پيغمبر و حجت بر حق پس از آن جناب بوده كيست ؟
هشام گفت آن شخصى را كه ميخواهى براى تو معرفى كنم همان حجتى باشد كه ما امروز ريزهخوار خوان احسان اوئيم و سايه بلند پايهاش بر سر پير و برناى ما فراز است يا آن كس كه پيش از او تشنگان حق و حقيقت را از درياى بيكران خود سيراب ساخته .
شامى گفت بلكه آن حجتى را معرفى كن كه امروز ديدگان ما بجمال با كمالش منور و روشن بگردد .
( 1 ) هشام گفت :
آن نور خدا و شمس آفاق * آن سيد اوصياء عالم
آنكو بصداقتست يكتا * از آدم تا بعصر خاتم
يعنى شه دين امام صادق * مسجود فرشته فخر آدم