همين بزرگى كه اكنون بر سرير امامت تكيه زده و پژوهندگان حق و حقيقت و علم و كمال از همه طرف بر مطيهء آرزو مىنشينند و بشوق ديدار او بيابانها مىپيمايند و شبها بروز مىآورند تا خود را براى كسب معارف الهى او بر فناى او برسانند و فنا شوند امام صادق ع از جد و پدر خود بالاستحقاق ارث برده و چون گذشتگان نامورش از خبرهاى آسمانى براستى بما اطلاع ميدهد .
شامى گفت از كجا راستى گفتار تو براى من نمودار خواهد شد گفت ( گواه شاهد صادق در آستين باشد ) امريست بسيار ساده اينك حضرت او حاضر و هر گونه پرسشى كه دارى ميتوانى با كمال راحتى از جنابش استفاده نمائى .
شامى گفت هيچ گونه راه فرارى براى من باقى نگذاردى و من اكنون پرسشهاى خود را بعرض مباركش تقديم ميدارم .
حضرت صادق ع فرمود اكنون سخنى ميگويم و ، ترا از رنج سؤال آسوده ميسازم اى شامى از هنگامى كه از شام بدين صوب آمدهء و پيشآمدهائى كه در راه براى تو شده يكى بعد از ديگرى براى تو بيان ميكنم و ميگويم فلان روز از شام خارج شدى و از فلان راه حركت ميكردى و بر فلان چيز يا فلان كس گذر كردى و فلان كسى با تو ملاقات كرد و بالاخره هر يك از اتفاقات او را كه ميفرمود ، شامى تصديق ميكرد در پايان عرض كرد اكنون اسلام آوردم ، حضرت فرمود چنين نيست بلكه اكنون ايمان آوردى زيرا تو پيش از ايمان داراى اسلام بودى و ترا آدمى مسلمان ميشناختند اسلام همان آئينى است كه هر كسى داراى آن باشد از او ارث مىبرند و او هم از مسلمان ديگر ارث ميبرد و ميتواند از مسلمانان زن بگيرد و ايمان موهبتى است كه هر كس دارا باشد خدا او را ثواب ميدهد و مأجور است .
مرد شامى تصديق كرده و گفت من اكنون گواهى مىدهم كه خدائى جز خداى يكتا نميباشد و محمد فرستادهء او و تو وصى اوصيائى .
( 1 ) يونس گويد در اين هنگام حضرت صادق ع براى اينكه تمجيدى از هشام و تقديرى از او كرده
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 543
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٤٣