نيز بدست آن جناب ظهور پيدا مىكرده زيرا حضرت مشار اليه از آينده خبر ميداده و كار پيمبران مى - كرده كه آنان نيز به امتان خود از آينده اطلاع ميدادند و همين اخبار از آينده از نشانهاى نبوت و راستى آنان بود .
يونس بن يعقوب گويد حضور حضرت صادق ع شرفياب بودم مردى از اهل شام وارد شد عرض كرد من مردى هستم از آئين كلام و فقه و واجبات ، مطلعم ، آمدهام تا با ياران تو گفتگو نمايم .
حضرت فرمود كلامى كه ادعا مىكنى از كلام رسول خدا ص استفاده كردهء يا از خودت گفت برخى از آن را از كلام رسول خدا ص استفاده كرده و بعضى از آن را از فكر خود استنتاج نمودهام ، فرمود بنا بر اين تو همتاى رسول خدائى عرضكرد چنين نيست كه من شريك آن حضرت باشم فرمود گمان تو آنست كه از وحى استفاده مىكنى ، عرضكرد خير ، فرمود چنانچه معلوم است فرمانبردارى از تو مانند رسول خدا واجب است ، جواب داد نه .
حضرت صادق ع در اين هنگام به يونس توجه كرده فرمود اين مرد پيش از آنكه بمناظره بپردازد با خود خصومت كرد و اضافه فرمود اى يونس اگر كاملا ميتوانى از عهدهء اين مرد برآئى با وى مناظره كن .
يونس آه سردى كشيده اظهار اندوه كرده و عرضكرد چنانچه از جناب شما شنيده بودم اصحاب خود را از كلام و آئين آن باز ميداشتى و مىفرمودى واى بر اهل كلام كه مىگويند اين چيز منقاد است و آن ديگر نيست اين موضوع بروش معلوم آورده شده و آن يك چنين نيست اين موضوع را مىفهميم و آن را نمىفهميم .
حضرت فرمود نظر من به كسانى بود كه دست از سخن من برداشته و بلاطائلات خود توجه
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 539
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٣٩