كردند و ما را كشتند .
( 1 ) پس از اين پيادگان بر حسين و عدهء از ياران او كه باقى مانده بودند حمله آورده و همه را از پاى درآوردند و در نتيجه به غير از سه نفر يا چهار از مردان حسين ع بجاى نماندند .
حسين ع كه وضع خود و يارانش را بدين حال مشاهده كرد زير جامهء يمنى كه چشم را خيره مىكرد خواسته و چند جاى آن را به منظور اينكه پس از قتل از بدنش بيرون نياورند پاره كرد ليكن ابجر بن كعب آن جامه را پس از شهادت از بدن حضرت بيرون آورد و نتيجهء اين كار زشتش آن بود كه در تابستان دو دست او مانند چوب خشك از كار مىافتاد و در زمستان به حال عادى بر مىگشت و چرك و كثافت از آن مىآمد و به همين حال بود تا به يزيد و يزيديان پيوست .
گفتيم بر اثر حمله اخير به غير از سه نفر يا چهار نفر ما بقى از ياران حسين ع شربت شهادت نوشيدند در عين حال حسين ع با لشكر جرار كوفه نبرد مىكرد و آن سه نفر از وى پشتيبانى مىنمودند تا آنها نيز شهيد شدند و آن جناب با بدن آزرده و پر از جراحت يكه و تنها ماند و با اين حال دست از پيكار برنميداشت و آنان را از طرف راست و چپ متفرق مىساخت .
حميد بن مسلم گفته سوگند به خدا هيچ مغلوبى را مانند حسين كه فرزندان و ياران و اهل بيتش را شهيد كرده باشند پابرجاتر و قويدلتر نديده بودم زيرا آن حضرت با اين همه گرفتارى كه ديده بود باز هم هر گاه رجاله پسر سعد بوى حمله مىآوردند شمشير مىكشيد و آنها را مانند روباهان كه شير شرزه در ميانشان افتاده باشد از راست و چپ متفرق مىساخت .
شمر كه ديد بسادگى نمىتواند بر حسين ع دست پيدا كند سوارهها را بكمك خوانده و آنها را
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 466
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٦٦