( 1 ) حسين ع فرمود هر كارى كه در نظر گرفتهاى انجام بده خدا ترا در كنف رحمت خودش پايدار بدارد .
حر رياحى با اخذ دستور از مقام حسينى ع برابر كوفيان آمده اظهار داشت اى كوفيان مادرتان بعزايتان بنشيند و اشك حسرت در مرگ شما بريزد اين بنده نيكوكار خدا را دعوت كرديد و تعهد كرديد بمجردى كه بر شما وارد شود بوى تسليم شويد و در راه او جانفشانى نمائيد اينك بر خلاف وعدهء خود عليه او شوريدهايد و مىخواهيد او را بكشيد و از يارى با او كوتاهى ميورزيد و كينهء او را در دل گرفتهايد و از همه طرف به او حمله مىكنيد و نمىگذاريد در يكى از شهرهاى خدا زيست نمايد و مانند اسيرى او را گرفتار خود ساختهايد چنانچه اختيار نفع و ضرر خود را ندارد و او و زنان و فرزندانش را از وطن آواره نمودهايد و آبى كه يهود و نصارى و مجوس و سگ و خوك از آن مىآشامند از وى دريغ ميداريد چنانچه نزديك است كسان او از تشنگى به هلاكت رسند بد معامله كرديد با يادگارهاى محمد ص خدا در روز تشنگى شما را سيراب نسازد .
سخنان پسر رياحى كه بپايان رسيد لشكر از هر طرف او را هدف تير ساختند وى بجانب امام حسين ع بازگرديد .
پسر سعد بغلامش دريد دستور داد پرچم را نزديك بياورد و خود در سايه پرچم قرار گرفت تيرى بكمان گذارده رها كرد و لشكر را مخاطب ساخته گفت گواهى دهيد نخستين كسى كه خيام طاهرات حسينى را هدف تير ستم قرار داد من بودم پس از او لشكر ناسعد پسر سعد خيام حسينى را هدف تيرها ساخته و مبارز طلبيدند .
از لشكر پسر سعد يسار غلام زياد بن ابى سفيان پيش قدم شد و از خرگاه حسينى عبد اللَّه بن عمير بمبارزه آمد يسار از او پرسيد تو كيستى ؟ وى خود را معرفى كرد . ( 2 ) يسار گفت من ترا نمىشناسم و شأن
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 453
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٥٣