تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
بن جراح گوركن مكيها و ضريح‌ساز آنها را حاضر كند و نيز بدنبال ابو طلحه زيد بن سهل ، حفار مدينه فرستاده تا بيايد و لحدى براى رسول خدا ص ترتيب دهد ولى ابو طلحة حضور يافته و لحدى براى پيغمبر ترتيب داد و على و عباس و فضل و اسامه به دفن پيغمبر پرداختند . انصار از پشت ديوار حجره صدا زدند يا على ترا به خدا سوگند امروز راضى مشو حقى كه ما به رسول خدا ص داريم نابود گردد يكى از ما را هم اجازه بده تا در دفن پيغمبر ص شركت نمايد على فرمود اوس بن خولى بيايد و در تدفين آن حضرت شركت كند . اوس مردى فاضل و از مردم بنى عوف خزرج بوده و پيكار بدر را هم دريافته چون وارد شد على ع فرمود وارد قبر شو چون داخل شد على ع بدن مبارك را بدست وى داد و دستور داد چگونه بدن آن حضرت را روى خاك بگذارد چون آن بدن پاك را در روى خاك قبر گذارد حضرت امير فرمود خارج شو ، آنگاه خود وارد قبر شده بند كفن پيغمبر را گشود و طرف راست صورت نازنينش را رو به قبله گذارده خشت بر روى بدنش چيد و خاك بر روى آن ريخت بارى پيش‌آمد ناگوار رحلت پيغمبر ص در روز دوشنبه دو شبانه‌روز از ماه صفر باقى مانده ( 28 صفر ) سال يازدهم هجرت در سن شصت و سه سالگى اتفاق افتاد در هنگام دفن پيغمبر بر اثر آنكه بين مهاجر و انصار اختلاف شديدى در خصوص امر خلافت واقع شده بود بيشتر آنها در وقت دفن پيغمبر حضور نداشتند و حتى براى نماز بر بدن آن حضرت هم موفق نشدند .