تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
( 1 ) گويند از فاطمه پرسيدند رسول خدا ص با تو چه رازى گفت كه اندوه وفات او از دلت رفت و از اضطرابت كاسته شد و صورتت برافروخته گرديد فرمود رسول خدا ص به من اعلان كرد تو نخستين كسى هستى كه به من ملحق خواهى شد و ماندن تو پس از من به طول نمىانجامد اين خبر مرا خوشحال كرد و اندوه من بر طرف گرديد . هنگامى كه على ع خواست بدن پاك رسول خدا ص را غسل بدهد فضل بن عباس را بكمك خود خوانده نخست چشمهاى فضل را بسته و دستور داد تا وى آب به بدن آن حضرت بريزد على ع پيراهن رسول خدا ص را تا بناف درانده و به غسل و حنوط و تكفين او پرداخته و فضل با چشم بسته آب بر بدن پاك آن جناب مىريخت . وقتى كه على ع از غسل و كفن او فارغ شد على ع نخست تنهائى بر بدن آن حضرت نماز گزارد . مردم كه از ارتحال و درگذشت آن حضرت اطلاع يافته بودند در مسجد گرد آمده و در خصوص اينكه چه كسى بر بدن آن جناب نماز بگزارد و در كجا بايد دفن شود گفتگو مىكردند در اين هنگام على ع وارد شده فرمود رسول خدا در حيات و ممات امام ما بوده و هست مسلمانان دسته بدسته بدون آنكه به كسى اقتدا كنند بر بدن طيب او نماز بگزارند و بدانند خداى متعال هيچ پيمبرى را در مكانى قبض روح نميفرمايد مگر اينكه آنجا را براى قبر او تعيين ميفرمايد و من او را در همان خانه‌اش كه قبض روح شده دفن مىكنم مسلمانان اينسخن را پذيرفته و بر بدن آن حضرت نماز گزاردند . ( 2 ) چون مسلمانان از نماز فارغ شدند به عادت اهل مكه عباس بن عبد المطلب كسى را فرستاد تا عبيدة