بگذار كه امر خدا دررسيده چون جان من از كالبد بيرون خرامد آن را بدست خود بگير و به صورت بكش سپس مرا رو به قبله قرار داده و به كار غسل من بپرداز و نخستين كس بر من نماز بگزار و تا مرا در ميان قبر پنهان ننمودهء از من جدا مشو و در تمام امور خود از خدا كمك بخواه .
على ع حسب الامر سر مبارك پيغمبر اكرم ص را در ميان دامن خود گذارد رسول خدا در آن هنگام از هوش رفت زهراى مرضيه كه حضور داشت به صورت پدر بزرگوارش خيره شده گريه و ندبه مىكرد و اين شعر را مىخواند .
سپيد چهره كه از بركت چهره نورانى او مردم از ابر باران ميطلبند و او فريادرس بىپدران و پناه بيوه زنانست .
رسول خدا ص صداى دختر ارجمند داغدارش را شنيده ديده گشود با صداى ضعيفى فرمود اى دختر اينشعر سروده عمويت ابو طالب است بجاى آن اين آيه را بخوان
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ
« 1 » محمد فقط رسول خدا بوده و پيمبران پيش از او درگذشتهاند آيا هر گاه او بميرد يا كشته شود شما به حال پيش از اسلام خود برمىگرديد ؟ زهرا ع مدتى گريست رسول خدا ص او را بسوى خود خوانده چون نزديك رسيد رازى با او گفت كه روى مبارك فاطمه چون خورشيدى بر - افروخت آنگاه همچنان كه دست راست حضرت على ع زير چانه مباركش بود روح مقدسش بعالم جاويد پرواز كرد على ع جان منور او را چنانچه فرموده بود بدست گرفت و به صورت كشيد سپس رسول خدا ص را بجانب قبله برده ديدگان او را بدست ولايتى خود بست و جامه بر اندام آن جناب كشيد و بانجام تغسيل و تكفين آن حضرت پرداخت .
هامش
( 1 ) آيه 144 سوره آل عمران .